تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٣ - سوره القصص(٢٨) آيات ٧٠ تا ٧٩
با ذكر مقدر يعنى رنج ميرسانيد حمل آن مفاتيح بجماعت كثيره با قوت در آن وقت كه گفتند مر قارون را و يا ياد كن كه چون گفتند مر او را قَوْمُهُ گروه او يعنى مؤمنانى كه قوم او بودند بطريق نصيحت گفتند كه اى قارون لا تَفْرَحْ شادى مكن بمال خود و ناسپاسى مكن و مغرور مشو بآن إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ دوست نميدارد فرح كنندگان را بدنيا و حطام و زخارف آن و مغرور شوندگان بآن و ناسپاس بر آن چه مغبوضه آن حقست و محبت و اغترار بآن موجب دورى از رحمت و مانع كارسازى كار آخرت و نظير اينست آيه وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ و در انوار گفته كه مذموميت دنيا بجهت آنست كه منتج فرح و بطر است و خورسند شدن بآن و ذاهل گشتن از ذهاب آنچه علم به اينكه لذت او لا محاله مفارقست موجب نزح آنست كما قال (اشد الغم عندى فى سرور يتقن عنه صاحبه انتقالا و قال اخر و لست بمفراح اذا الدهر سربى و لا جازع من صرفه المتقلب) و خاتمه آيه تعليل است و نهى از دنيا و زخارف آن بجهة آنكه مانع محبت او سبحانه است وَ ابْتَغِ اين تتمه كلام ناصحانست يعنى مؤمنان قوم قارون را گفتند كه بجوى و بدست آور فِيما آتاكَ اللَّهُ در آنچه عطا كرده است ترا خداى از غنا بر زخارف دنيا الدَّارَ الْآخِرَةَ سراى ديگر را يعنى صرف كن اموال خود را در راه خدا و آن را وسيله حصول ثواب آن جهان گردان چه مقصود از آن اينست كه بآن متوسل شوند بوصول بدرجات باقيه آخرت وَ لا تَنْسَ و فراموش مكن نَصِيبَكَ بهره خود را مِنَ الدُّنْيا از مال دنيا كه آن تحصيل آخرت است بآن و يا نصيب تو در وقت رحلت از اين جهان كفنى بيش نخواهد بود پس از آن حال بر انديش و بمال و منال غره مشو و يا بآن مقدار مال كه ترا كفاف باشد اكتفاء كن از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه معنى آنست كه نصيب خود را فراموش مكن از تندرستى و جوانى و نشاط و توانگرى و بدنيا طلب آخرت كن و مجاهد گفته كه تقصير مكن در طاعت تا ترا نتيجه مرغوبه دهد از آخرت و از حسن مرويست كه قارون بخيل بود و اصلا از متاع دنيا و زخارف او كه در دست او بود متمتع نميشد قوم باو گفتند كه در اكل و شرب و لبس و نكاح از آن متمتع شو كه بر تو محظور نيست وَ أَحْسِنْ و نيكويى كن ببندگان خداى كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ هم چنان كه نيكويى كرده است خداى و نعمت فرستاده بسوى تو و يا شكر و طاعت او را نيكو بجا آور هم چنان كه او سبحانه بانعام خود در حق تو نيكويى كرده وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ و مجوى تباه كارى و بيدادگرى و تكبر و فعل معاصى فِي الْأَرْضِ در زمين اين نهى است از آنچه بر آن