تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢ - سوره النمل(٢٧) آيات ٧٠ تا ٧٩
و موتفكات فَانْظُرُوا پس بنگريد كه كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ چگونه بود سرانجام گناه كاران و كار ايشان بكجا رسيد از استيصال و تخريب بلدان تا از آن عبرت گيريد اين تهديد است كفار مكه را بر تكذيب و تحريف ايشان بر آنكه نازل خواهد شد بر ايشان آنچه بر مكذبانى كه قبل از ايشان بودند نازل شد و مراد بمجرمين كافريناند و تعبير از ايشان بمجرمين جهت انست كه تا لطف باشد براى مؤمنان در ترك جرايم و عدم تانيث فعل جهة انست كه عاقبت مؤنث غير حقيقى است و يا بجهة آنكه معنى انست كه كان آخر امرهم
بعد از آن بجهة تسليه حبيب خود كه كافر قريش تكذيب او ميكردند و آتش مكر ميانگيختند فرمود كه وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ و اندوهناك مشو اى محمد (ص) بر تكذيب و اعراض مشركان وَ لا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ و مباش در تنگدلى مِمَّا يَمْكُرُونَ از مكر كردن ايشان كه من عاصم و نگهدارنده توام و ترا از شر ايشان در پناه عصمت خود نگهدارم و مكر ايشان از تو دفع نمايم و ترا بر ايشان غالب گردانم و نعم ما قيل غم مخور زانرو كه غم خوارت منم از همه بدها نگهدارت منم از تو گر اغيار بر تابند روى اين جهان و آن جهان يارت منم وَ يَقُولُونَ و ميگويند كافران مَتى هذَا الْوَعْدُ كى خواهد بود اين عذاب موعود كه عقوبة دنيا و آخرت است إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان مخاطب پيغمبر است (ص) و اصحاب او كه پيوسته كفار را تحذير و تهديد ميكردند قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ بگو شايد آنكه باشد يعنى اميد هست كه بحكم الهى رَدِفَ لَكُمْ از پى درآيد شما را و در عقب شما بشما پيوندد بَعْضُ الَّذِي برخى از آنچه تَسْتَعْجِلُونَ شتاب ميكنيد نزول و حلول آن را و ان عذاب روز بدر بود و يا قحط و غلا و مشاهده عذاب نزد موت و يا عذاب قبر لام مزيده در لكم براى تاكيد است و يا بجهة آنكه فعل متضمن معنى فعليست كه متعدى بلام باشد مثل دنا لكم و ذكر عسى و لعل و سوف در مواعيد ملوك در حكم جزمست بآن و اطلاق عذاب و عدم تصريح بذكر ان بجهت اظهار است مر وقار ايشان را و اشعار بآنكه رمزى كه از ايشان صادر شود مانند تصريح است از غير ايشان پس وعد و وعيد او سبحانه بر نهج كلام ملوك جارى شده بجهة آنكه مالك الملوكست و حاكم مطلق وَ إِنَّ رَبَّكَ و بدرستى كه پروردگار تو لَذُو فَضْلٍ هر اينه خداوند افضل و رحمت است عَلَى النَّاسِ بر مردمان كه تعجيل نميكند در عقوبة ايشان در كفر و يا ساير معاصى و فضل و فاضله بمعنى افضال است و جمع اين هر دو فضول و فواضل و مراد بناس كفار قريش