تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٦ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
بود فرود آمدم پس بنزد وى رفتم و گفتم يا رسول اللَّه انبئنى بعمل يدخلنى الجنة و يباعدنى النار مرا تعليم فرما بعملى كه مرا به بهشت در آورد و از دوزخ دور گرداند فرمود
سئلت عن عظيم
از چيزى بزرگ سؤال كردى
و انه ليسير على من اسره اللَّه تعالى عليه
و اين آسانست بر كسى كه حقتعالى بر او آسان گردانيده طريق آن را و آن اينست كه
تعبد اللَّه و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلاة المكتوبة و تؤدى الزكاة المفروضة و تصوم رمضان
يعنى خداى را پرستش كنى و باو شرك نيارى و نماز يوميه را بپاى دارى و زكاة مفروضه را ادا كنى و روزه ماه رمضان بدارى بعد از آن فرمود كه اگر خواهى كه ترا بابواب خير كه موصلست بطريق بهشت راه نمايم گفتم بلى يا رسول اللَّه (ص) فرمود
الصوم جنة من النار و صدقة تكفر و قيام الرجل جوف الليل ابتغى وجه اللَّه
يعنى روزه سپريست از آتش و صدقه خشم خداى را فرو نشاند و نماز شب در ميانه شب كه براى طلب رضاى و خشنودى و رحمة حق گذارده شود بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه تَتَجافى جُنُوبُهُمْ الايه و گفت ترا خبر دهم بقوام اين جمله گفتم بلى جعلت فداك پس زبان خود بدست گرفت و فرمود
اكفف لسانك
زبان خود را نگاهدار من گفتم يا رسول اللَّه (ص) ما را بگفتار زبان مؤاخذه كنند گفت
يا معاذ ثكلتك امك و هل يكب الناس فى النار على وجوههم الا حصايد السنتهم
مردم را بر روى در دوزخ نيفكند الا افت زبان ايشان اسماء بنت عميس از رسول (ص) روايت كرده كه شنيدم كه آن حضرت فرمود كه چون روز قيامت باشد و خلايق را در موقف عرض بدارند منادى ندا كند كه
ليقم الذين كانت تتجافى جنوبهم عن المضاجع
بايد كه شب خيزان در دنيا از جاى برخيزند پس ايشان برخيزند و بيحساب ببهشت روند و بعد از آن در حساب خلايق شروع كنند و واحدى از بلال روايت كند كه رسول (ص) فرمود كه بر شما باد كه نماز شب گذاريد چه آن شعار صالحان است كه پيش از شما بودند بدرستى كه قيام ليل موجب نزديكى است بخدا و ناهى صاحب خود از ماثم و مكفر سيئات او و راننده درد و الم از جسد و در وصيت نامه امام حسن عسكرى (ع) كه بعلى ابن حسين بن بابويه قمى نور اللَّه قبره نوشته مذكور است كه
عليك بصلاة الليل فان النبى ص وصى عليا (ع) فقال يا على عليك بصلاة الليل و من استخف بصلاة الليل فليس منا
و از سهيل يمانى يعنى اويس قرنى منقولست كه در شب ميگفت هذه ليلة الركوع و بيك ركوع بسر ميبرد و در شبى ديگر ميفرمود كه هذه ليلة السجود بيك سجده بصبح ميرساند گفتند اى اويس چون طاقت طاعت دارى كه شبهاى بدين درازى بر يك حال ميگذرانى گفت كجا است شب دراز كاشكى ازل و ابد يك شب بودى تا بيكسجده بآخر بردمى و در آن سجده گريههاى زار زار و نالههاى بيشمار كردمى بدين مضمون شعر بنيم شب كه همه مست خواب خوش باشند من و خيال تو و نالههاى درد آلود و از پيغمبر (ص) در تفسير اين آيه روايت كردهاند