تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٤ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه قدر نعمت من و سلوى ندانسته استدعاى قوم و بصل كردند حاصل كه اهل سبا بجهة تطاول بر فقرا بركوب و رواحل و حمل ازواد از خداى درخواستند تا ميان شام و يمن مفاوز پيدا كرد به تخريب قراى متوسطه فَجَعَلْناهُمْ پس گردانيديم ايشان را أَحادِيثَ سخنان كه مردمان بعد از ايشان بتعجب باز گويند كه اهل سبا از آبادانى بخرابى ميل كردند يا از روى ضرب المثل گويند تفرقوا ايادى سبا وَ مَزَّقْناهُمْ و پراكنده ساختيم ايشان را كُلَّ مُمَزَّقٍ هر پراكنده ساختن يعنى غايت پراكندگى و نهايت تفريق تا آنكه يكى از ايشان در مارب نماند قبيله غسان از ايشان بشام رفت و قضاعة بمكه و اسد ببحرين و انمار به يثرب و جذام بتهامه و ازد بعمان و اين كلمه ضرب المثل شد كه تفرقوا ايادى سبا إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه آنچه ذكر كرديم از قصه سبا لَآياتٍ هر آينه عبرتهاست لِكُلِّ صَبَّارٍ مر هر صبر كننده را بر محنتها و يا از معصيتها شَكُورٍ سپاس گوينده بر نعمتها در كشف الاسرار آورده كه اهل سبا در خوشحالى و فارغبالى مىگذرانيدند و بسبب بىصبرى برفاهت و ناشكرى بر نعمة رسيد بر ايشان آنچه رسيد كلبى در بيان تفريق اهل سبا ببلاد متباعده از ابى صلاح نقل كرده كه طريقه كاهنه بعمرو بن عامر كه از اعاظم اولاد سبا بود گفت در علم كهانت چنين معلوم من شد كه سد مارب عنقريب خراب شود و بجهة سيل عرم جميع جنات و بساتين و حصون و دور در عرصه تلف آيد عمرو چون اين بشنيد اموال خود را بفروخت و با قوم خود جلاى وطن اختيار كرده بمكه اقامت نمود و در آنجا تب عارض همه شد و ايشان هرگز ندانسته بودند كه تب چه چيز ميباشد پس شكايت آن را بطريقه عرض كردند گفت من نيز از اين مرض عرض و شكايت دارم عمرو گفت تو ما را درين امر چه مىفرمايى جواب داد كه هر كس از شما كه بسيار پير است و جمل شديد و زاد جديد دارد بايد كه بقصر عمان رود پس از طريق عمان پيش گرفته بآنجا رفتند و بعد از آن گفت هر كس كه خداوند جلد و قصر و صبر است و صابر بر اذمات دهر باراك رود پس خزاعه باين صوب متوجه شدند پس گفت هر كه اراده راسيات دارد در وجل و قصد مطعومات در محل به يثرب رود اوس بآن ناحيه توجه نمودند بعد از آن گفت هر كه اراده خمر دارد و خمير و ملك و تامير و لباس و تاج و حرير گو ببصرى و بر عيو رود كه از ارض شامست آل جفنة بن غسان بآنجا رفتند پس گفت هر كه اراده ثياب رقاق دارد و خيل عتاق و كنوز ارزاق و دم مهراق بارض عراق ميل كند آل جذيمة بن ابرش و آل محرق آنجا رفتند و توطن كردند و از اينجاست كه حقتعالى فرموده وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
وَ لَقَدْ صَدَّقَ و بدرستى كه محقق ساخت يا راست يافت عَلَيْهِمْ بر اهل سبا كه منهمك بودند در