تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١١ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
الخبير اخبرنى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض
مصدق اين است دوم آنكه حق سبحانه و تعالى فرموده كه اصطفينا و هر كه را ايزد سبحانه و تعالى بمسند اصطفا نشاند هر آينه او مصطفى باشد و اين شايسته انبيا است و ائمه هدى نه غير ايشان چه كسانى كه برگزيده حق باشند البته مبرا خواهند بود از لوث معصيت و دنس عصيان زيرا كه لايق و شايسته پاكيزگى او نيست كه اهل عصيان را برگزيند و باسم اصطفا نوازش نمايد پس اهل اصطفا اهل عصمت باشند و هر گاه كه يكى از ما كسى را كه ظاهرا متصف بصلاحيت است نه باطنا مقرب خودش سازد و انواع نوازش ميكند نظر بظاهر حال او است و اگر علم بخبث و لوث باطن او ميداشت او را از نظر خود ميراند و از خدمت خود محروم ميگردانيد پس كسى كه عالم است بظاهر و باطن چگونه كسى را برگزيند كه مرتكب معاصى شود و مرتكب ساير انواع ضلالت گردد و از دايره ايمان كه محبوب و مراد اوست قدم بيرون نهد سوم آن است كه حضرت ايزد سبحانه و تعالى در اين آيه وافى هداية ايشان را ببهشت و درجات خلود جنات بشارت داده و بشارت دادن اهل عصيان موجب اغراء است بقبيح و حق تعالى از قبح مبراست اگر گويند ظلم مستلزم معصيت است پس منافى قول شما باشد جواب گوئيم كه مراد باين ظلمى است كه پيغمبران آن را بخود نسبت دادهاند كقوله تعالى حكاية عن آدم (ع) رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا و عن يونس سبحانك انى كنت من الظالمين كه مراد باين ترك ندبست كه مستلزم نقص ثوابست و ظلم در اصل لغة بمعنى نقصان است چنان كه در صف بستان ميفرمايد كه و لم تظلم منه شيئا و يا آنكه ضمير منهم راجع بعباد است نه به الذين اصطفينا چنان كه صاحب مجمع گفته كه مفسر آن را اختلافست در مرجع ضمير و نزد ابن عباس و حسن و قتاده راجع بعباد است و تقدير كلام اين است كه فمن عباده ظالم لنفسه و اين مختار علم الهدى سيد مرتضى است قدس سره و توجيه اين بر اين وجه كرده كه چون حقتعالى تورية كتاب را معلق ساخته بكسانى كه ايشان را اصطفا نموده از عباد خود در عقب آن بيان فرموده كه تعليق وراثت ببعضى عبادته همه ايشان بجهت آن است كه در ميان ايشان بعضى هستند كه ظالم نفس خوداند باقتراف معصيت و بعضى ديگر مقتصدند كه هم معصيت ميكنند و هم طاعت و جمعى ديگر سابق بخيراتند كه اصلا معصيت از ايشان صادر نميشود پس بجهت اين وراثت معلق بسابق بخيرات شده نه بهمه عباد پس بنا بر اين ظالم اعم از كافر و عاصى است از اهل اسلام و نزد اكثر مفسران ضمير راجع بالذين اصطفينا است و بنا بر اين اختلاف نمودهاند در احوال فرق ثلثه بعضى برانند كه همه بندگان او كه اهل ايمانند ناجىاند و مؤيد اين است حديثى كه ابو دردا نقلكرده كه
سمعت رسول اللَّه ص يقول فى الاية اما السابق فيدخل الجنة بغير حساب و اما المقتصد فيحاسب حسابا يسيرا و اما الظالم فيحبس فى المقام ثم يدخل الجنة فهم الذين قالوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
يعنى ابو دردا روايت كرده