تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٩ - سوره الصافات(٣٧) آيات ١ تا ٩
و تحميد الهى را يا خوانندهاى وحى خدا بر انبيا يا قرائت كنندگان كتابى كه در او ذكر حوادث است تا يقين ايشان بسبب وجود حوادث بر وفق خبر زياده شود يا بغازيابى كه در حالت كر و فر بذكر الهى مشغولند يا نماز گذارندگانى كه در اثناى نماز بقرائت قرآن اشتغال دارند يا در اكثر اوقات تلاوت قرآن را مرعى ميدارند يا باهل علم كه قرآن را بر سبيل الزام و حجت بر خصم ميخوانند يا بمرغانى كه خداى خود را ياد مىكنند و بدانكه ايراد فا به دون واو بجهت دلالت است بر ترتيب معانى مذكوره در وجود كقوله اوله يا لهف زيابة للحارث الصابح فالغانم فالايب اى الذى صبح فغنم فاب و يا بر ترتيب آن در تفاوت بر بعضى وجوه كقولك خذ الافضل فالاكمل و اعمله على الاحسن فالاجمل و يا بر ترتيب آن در تفاوت كقولك رحم اللَّه الملحقين فالمقصرين پس بنا بر توحيد موصوف در اين مقام دالست و ترتيب صفات در تفاضل و بنا بر تثليث دالست بر ترتيب موصوفات در آن و بيان اين آن است كه اگر اجراى اين صفات بر ملائكه است پس عطف آنها با فا بجهت ترتيب آنها است در فضل يعنى فضل صف بر زجر و زجر بر تلاوت يا بعكس و هم چنين است اگر مراد علما باشند و يا قواد غزاة و اگر اجزاى صفت اولى بر طايفه باشد و ثانيه و ثالثه بر طايفه ديگر پس مراد ترتيب موصوفات باشد در فضل يعنى طوايف صافات ذوات فضل اند و طوايف زاجرات افضل آنهااند و طوايف تاليات ابهر فضلا يا بعكس و هم چنين است اگر مراد به صافات طيور باشند و بزاجرات هر كه زاجر معصيت باشد از خود و تاليات هر نفسى كه تالى ذكر باشد چه موصوفات مختلفند و اختيار فَالتَّالِياتِ ذِكْراً بر فالتاليات تلوا با وجود تطابق او به وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا فَالزَّاجِراتِ زَجْراً بجهة آنست كه تالى گاه هست كه بمعنى تابع ميآيد چون وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها پس اگر اختيار تالى مينمود توهم آن بود كه تلوا در اينمقام بمعنى تبعيت باشد پس بجهة ازاله اين ابهام اختيار فَالتَّالِياتِ ذِكْراً نمود و ببايد دانست كه علما را اختلافست در مثل اين اقسام بعضى گفته كه مقسم به در اينها خداى تعالى است بتقدير مضاف يعنى رب الصافات و رب الزاجرات و رب التاليات و رب التين و رب الزيتون و غير ذلك زيرا كه تعظيم مقسم به شرط است در قسم و ديگر آنكه بر عباد واجب است كه مقسم به ايشان خداى تعالى باشد نه غير او و حذف مضاف بجهت دلالت حجج عقولست بر آن و بعضى ديگر گفتهاند كه مقسم به اينهااند بجهت آنكه دلالت ايشان بر وحدت خداى تعالى و صفات ذاتيه او مبنى است بر تعظيم ايشان و حق سبحانه را جايز است كه بمخلوقات خود سوگند خورد و اگر چه مخلوقات را ناچار است كه به ذات او سوگند خوردند نه بغير او جواب قسم اين كه إِنَّ إِلهَكُمْ بدرستى كه خداى شما لَواحِدٌ هر آينه يكتا است در ذات و يگانه در صفات رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفريدگار آسمانها است و زمينها