تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٨ - سوره يس(٣٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ مگر آن چيزى را كه ميكرديد از خير و شر يعنى هر يك بمناسب عمل جزا داده مىشويد و بمنازل خود ميشتابيد و هر گاه كه جزا بر وفق عمل صالح و طالح باشد پس بنا بر اين إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ بدرستى كه اصحاب بهشت الْيَوْمَ آن روز فِي شُغُلٍ در شغلى و كارى باشند يعنى مشغول نعيم بهشت باشند و مستغرق لذات آن بحيثيتى كه از كثرت استماع و التذاذ ايشان بآن بعذاب اهل دوزخ نپردازند و بفكر ايشان نيفتند و اگر چه اصحاب دوزخ اقارب و عشاير ايشان باشند چه ياد كردن ايشان موجب تنقيص عيش ايشان ميشود و از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه اشتغال ايشان باقتضاض ابكار باشد و باستماع الحان و گفتهاند كه اهل بهشت مشغول باشند بانواع ثواب كه هر نوعى از آن مناسب و فراخور عضوى باشد كه در عبادت مشغول ساخته باشند مثلا ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ ثواب پاى ايشان باشد كه بان بمساجد و زيارات و ساير خيرات رفته باشند يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً ثواب دست كه بان اعطاى اموال نموده باشند و حور عين ثواب فرج كه آن را از حرام نگاه داشته باشند كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً ثواب بطن كه آن را از لقمه حرام بازداشته باشند وَ آخِرُ دَعْواهُمْ تا آخر ثواب زبان كه بآن به ذكر الهى و ساير اقوال حسنه گويا شده باشد لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً ثواب گوش كه بان استماع مواعظ و اقوال هاديه نموده باشند و تلذ الاعين ثواب چشمى كه بآن نظر كرده باشند در معجزات و ساير عبادات كه بآن متعلق باشند پس اهل بهشت مشغول باشند بجميع انواع ثواب فاكِهُونَ نازان و شادان و متلذذ در اصناف نعمت رب الارباب و بدانكه اكثر مفسرين و جميع لغويين بر آنند كه فاكهون مشتق است از فكاهة كه بمعنى طيب نفس است و الاذاذ و برخى گفتهاند كه آن ماخوذ است از فاكهه يعنى اهل بهشت ميوه خواران باشند و بانواع فواكه آن متمتع و برخوردار و اما اين معنى در لغة ثابت نشده چه فاكهه اسم جامد است پس از آن اسم فاعل نيامده باشد طاوس يمانى گفته كه اهل بهشت با وجود اشتغال ايشان بجلايل نعم اگر بدانند كه باين نعم از كه مشغولند آن نعم عظيمه بر ايشان منقص گردد و يكى از اكابر را معنى حديث
اكثر اهل الجنة بله
سؤال كردند گفت من رضى عن اللَّه بالجنة فهو بله هر كه راضى شود بآنكه از منعم حقيقى مشتغل شده مشغول بنعيم او باشد او ابله است گويند اين آيه را نزد شبلى قدس سره خواندند شهقه زد و بيهوش شد چون با خود آمد گفت اين بيچارگان اگر بدانند كه از كه غافل شدهاند و بچه مشغولند فى الحال در ورطه هلاكت مىافتند و جمع آن نعم در نظر ايشان نقم مىشود چون كه اين معنى بخواطر ايشان نميرسد لا جرم مرفه الحال و فارغ البال از نعم جنة التذاذى مىيابند هُمْ ايشان وَ أَزْواجُهُمْ