تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٨ - سوره القصص(٢٨) آيات ٨٠ تا ٨٨
در استغاثه و تضرع افزودند موسى التفاتى بآن نكرده باز گفت خذيهم تا بگردن فرو رفتند ايشان استغاثه و زارى را از حد بنهايت رسانيده و گفتند اى موسى بحق رحم و قرابتى كه با هم داريم كه بر ما رحم كن موسى بجهت فرط غضب و شدت خشم از استغاثه ايشان متاثر نشد باز بزمين امر كرد كه خذيهم زمين ايشان را فرو برد و در اكثر تفاسير هست كه حضرت عزت با موسى خطاب كرد كه هفتاد بار قارون و ياران او از تو زينهار خواستند تو بفرياد ايشان نرسيدى و اصلا رحم نكردى بعزت و جلال من كه اگر يك نوبت مرا ميخواندند اجابت كردمى القصه چون قارون بزمين فرو رفت سفهاى بنى اسرائيل با يكديگر گفتند كه موسى دعا كرد كه قارون بزمين فرو رفت كه مال او را متصرف شود موسى دعا كرد تا اموال او را نيز زمين فرو برد كما قال جل ذكره فَخَسَفْنا پس فرو برديم بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ قارون را و سراى او را بزمين و صاحب لباب آورده كه هر روز قارون و مطيعين بمقدار قامت خود با مال و خانه فرو ميرود تا بزمان نفخ صور بارض سفلى خواهد رسيد فَما كانَ لَهُ پس نبود مر قارون را مِنْ فِئَةٍ هيچ گروهى از ياران وى كه در آن وقت يَنْصُرُونَهُ يارى كردندى او را وضع عذاب از او نمودندى مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى تعالى وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ و نبود از انتقام كشندگان از موسى و يا منع كنندگان عذاب از خود يقال (نصره من عدوه فانتصر اى منعه منه فامتنع) يعنى نه كسى از وى عذاب بازداشت و نه خود توانست آن را از خود بازداشتن وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ و بامداد كردند آنان كه آرزو بردند منزلت و جاه او را بِالْأَمْسِ دى روز يعنى آنها كه قبل از خسف بر مال و جاه او آرزو ميبردند و ميگفتند يا ليت لنا مثل ما اوتى قارون بعد از خسف از آن پشيمان شدند و روى بصلاح آورده يَقُولُونَ ميگفتند هر يك با ديگرى وَيْكَأَنَّ اللَّهَ اينكلمه نزد بصرى مركبست از وى كه موضوعست براى تعجب و از كأن كه براى تشبيه است يعنى ما اشبه هذا الامر چه مانند است بصواب و دور از خطا اينكه خداى يَبْسُطُ الرِّزْقَ گشاده ميگرداند روزى را لِمَنْ يَشاءُ براى هر كه خواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود نه بجهة مكرمتى كه متضمن بسط بود بلكه بمحض ارادت و حكمت وَ يَقْدِرُ و تنگ ميسازد آن را بر هر كه ميخواهد نه بذلتى كه تقاضاى قبض كند بلكه بمقتضاى مشيت مصلحت در كشاف آورده كه وى مفصولست از كأن و اگر چه رسم مصحف آنست كه موصول مكتوب شود و آن كلمه ايست موضوع از براى تنبه بر خطا و تنديم از آن و معنى آنست كه آن گروه