تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٤ - سوره الروم(٣٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
الارحام منماة للعدد
در كنز العرفان آورده كه چون حق تعالى اخبار فرمود از آنكه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و در موضع ديگر كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ در اين آيه اخبار نمود كه آنان كه ايتاى زكاة ميكنند لوجه اللَّه و تقربا الى اللَّه ايشان اضعاف حسنات خود مىنمايند و آن را مضاعف ميسازند و اضعاف زيادتى اجر و ثوابست و جمع ميان اين اضعاف و كريمه وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى آنست كه مراد بان لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى از باب عدل است و اضعاف از قسم تفضل و در اين آيه دلالتست بر وجوب نيت در زكاة و ايقاع آن بر وجه اخلاص بدون شايبه غرض ديگر از اغراض
بعد از ذكر امر و نهى در باب ايتاء اموال باز سر رشته كلام را بجانب دلايل توحيد و قدرت كشيده ميفرمايد اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مبتدا و خبر است يعنى خداى بحق آن كس است كه آفريد شما را در وقتى كه معدوم صرف بوديد ثُمَّ رَزَقَكُمْ پس روزى داد شما را از انواع نعم ما دام كه زندهايد ثُمَّ يُمِيتُكُمْ پس بميراند شما را بوقت انقضاى اجال شما را تا صحيح باشد ايصال شما بآنچه مقرر فرموده براى شما از ثواب دايم ثُمَّ يُحْيِيكُمْ پس زنده گرداند و برانگيزد شما را در روز قيامت براى مجازات افعال هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ آيا هست از انبازان شما يعنى از بتانى كه بزعم شما شريك خدايند مَنْ يَفْعَلُ كسى كه بكند مِنْ ذلِكُمْ از اين خلق و روزى و اماتت و احيا مِنْ شَيْءٍ هيچ چيز تا بدان سبب او را پرستش توان كرد و چون از هيچكدام اين كار نيابد پس ايشان را شريك گرفتن نسزد و نشايد حقتعالى در اين كلام اثبات نموده لوازم الوهيت را از براى خود و نفى آن نموده از آنچه مشركان آن را شركاء دانستهاند از اصنام و غير آن و بجهت مبالغه در انكار تاكيد آن نموده بآنچه برهان و عيان دالست بر آن و بعد از آن استنتاج كرده تقدس خود را از اشراك مشركان از براى او و فرموده سُبْحانَهُ پاكست خداى و منزه و مبرا وَ تَعالى و برتر عَمَّا يُشْرِكُونَ از آنچه شرك ميارند بوى و ميتواند بود كه موصول كه الذى خلقكم است صفت باشد و خبر هل من شركائكم و رابط آن من ذلكم چه آن بمعنى من افعاله است و من اولى و ثانيه مفيد شيوع اين حكمند در جنس شركاء و افعال و ثالثه مزيده است براى تعميم منفى و هر يك از آنها مستقلند بتاكيد براى تعجيز شركاء و تجهيل عبده آنها بعد از آن بيان آن چيزى ميفرمايد كه ببندگان ميرسد بسبب شامت شرك و ترك توحيد از انواع مصايب و وقايع و ميگويد ظَهَرَ الْفَسادُ