تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٠ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
حضرتست دويم آنكه اگر قايلى گويد كه متعه نميباشد مگر براى مطلقه قبل الدخول و قبل فرض مهر چنان كه در كتب فقهيه مذكور است و ازواج پيغمبر (ص) اينحال نداشتند پس اين متعه چه چيز است گوئيم مراد بمتعه در اينمقام متعه معهود نيست كه آن درع و خمار و ملحفه است بر حسب سعة و اقتار چنان كه در سورة البقرة گذشته بلكه مراد مطلق نفعست كه زياده بر مهور ايشان باشد و يا اعطاى آنچه نزد ايشان بود از اثاث و غير آن و ديگر آنكه نزد جمعى آنست كه متعه مر مطلقه را است مگر مختلعه و مبارات پس بنا بر اين مراد بمتعه معهوده باشد و يا آنكه تواند بود كه وجوب تمتع از خواص آن حضرت باشد هم چنان كه تخيير بر او واجبست و اين وجه اوليست در جواب فايده سيم آنست كه علما را اختلاف است در حكم تخيير ابن مسعود و ابو حنيفه و اصحاب او بر آنند كه زوج هر گاه مخير سازد زوجه خود را پس زوجه اختيار زوج خود نمايد وى را چيزى نرسد و اگر اختيار نفس خود كند طلقه واحد است و قول زيد ابن ثابت و مذهب مالك آنست كه اگر اختيار نفس خود كند مطلقه است بسه طلقه و اگر اختيار زوج كند مطلقه است بيكطلقه و مذهب شافعى آنست كه اگر زوج بتخيير قصد طلاق كرده طلاقست و اگر نه غير طلاق و نزد اكثر فقهاى ما آنست كه به اين طلاق واقع نميشود بلكه اين از خواص پيغمبر است و اگر ازواج او اختيار نفس خود ميكردند بينونة واقع ميشد ميان ايشان و آن حضرت اما در غير آن حضرت مثمر بينونة و طلاق نيست و اينقول از صادق (ع) مرويست كه حيث
قال و ما للناس و الخيار و انما هذا شيئى خص اللَّه به رسوله
و ابن جنيد و ابن عقيل كه از مجتهدين اماميهاند بر آنند كه تخيير مذكور و اختيار زوجه نفس خود را على الفور بمنزله طلاقست و اگر زوجه تاخير نمايد در اختيار اگر چه يك لحظه باشد موجب چيزى نيست و اين مخالف قول صادقست كه انما الطلاق ان يقول لها انت طالق و در انوار گفته كه تعليق تسريح باراده ازواج دينار او آن را قسيم ساختن اراده ازواج پيغمبر را دلالة ميكند بر آنكه مخيره اگر اختيار زوج خود كند مطلقه نميشود و مؤيد اينست قول عايشه كه خيرنا رسول اللَّه اخترناه و لم نعده طلاقا
بعد از آن بر سبيل تهديد و وعيد خطاب بازواج پيغمبر (ص) ميكند بقوله يا نِساءَ النَّبِيِ اى زنان پيغمبر خدا مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَ هر كه بيايد از شما بِفاحِشَةٍ بخصلتى زشت و ناپسنديده يا خطيئه كبيره ظاهرة القبح مُبَيِّنَةٍ پيدا و روشن كرده شده و حفص بكسر يا ميخواند ما خود از بين بمعنى تبين يعنى فاحشيه متبين و آشكارا در قبح كه آن عدم اطاعت خدا و رسولست يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ مضاعف كرده شود مر او را عذاب ضِعْفَيْنِ دو برابر آنكه زن ديگران را باشد زيرا كه وقوع گناهان از ايشان اقبحست چه زيادتى