تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٨ - سوره القصص(٢٨) آيات ٥٠ تا ٥٩
اهل انجيل نازل شد و ايشان چهل ترسا بودند سى و سه با جعفر ابن ابى طالب از حبشه بيامدند و هشت كس از شام و از جمله ايشان بحير او ابرهه و اشرف و عامر و ايمن و ادريس و نافع و تميم بودند و در مكه بملازمت حضرت رسالت پناه (ص) رسيده ايمان آوردند و بنا بر اين مراد بكتاب انجيل است و بر هر تقدير ضمير مِنْ قَبْلِهِ راجع بقرآنست مانند ضمير مستكن در اينقول وَ إِذا يُتْلى و چون خوانده شود قرآن عَلَيْهِمْ بر ايشان قالُوا آمَنَّا بِهِ گويند ايمان آورديم بآن و دانستهايم كه كلام خداى تعالى است إِنَّهُ الْحَقُ بدرستى كه آن راست و درست فرود آمده مِنْ رَبِّنا از نزد پروردگار ما اين استينافست براى بيان آن چه موجب ايمان ايشانست بآن إِنَّا كُنَّا بدرستى كه ما بوديم مِنْ قَبْلِهِ پيش از نزول وى يا قبل از تلاوت آن بر ما مُسْلِمِينَ گردن نهادگان بجهت آنكه در كتب متقدمه ذكر آن را يافته بوديم و حقيقت آن را شناخته اين استيناف ديگر است براى دلالت بر آنكه ايمان ايشان از آن قبيل نيست كه احداث آن كرده باشد بعد از نزول قرآن يا تلاوت آن بر ايشان بلكه در تقادم عهد متصف بايمان بودهاند بجهة ذكر آن در كتب متقدمه و بنا بر قول قتاده اين سوره يا اين آيه مدنيست چه ايمان ابن سلام و اصحاب او در مدينه بوده نه در مكه آنكه حقتعالى بيان ثنا و مدحت ايشان ميفرمايد بقوله أُولئِكَ آن گروهى كه از اهل انجيلند يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ داده شوند يعنى مزد ايشان را بدهند بايشان مَرَّتَيْنِ دو بار بِما صَبَرُوا بسبب آنكه صبر كردند بر ايمان بتورات يا انجيل و بر ايمان بقرآن قبل از نزول آن و بر ايمان باو بعد از آن و يا بر دين خود و يا بر اذية كفار و تحمل مشاق و يا بر ايمان بانبياء سابقه و بمحمد (ص) وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ و دفع ميكنند بكلمه نيكو كه كلمه توحيد است السَّيِّئَةَ كلمه بدرا كه آن قايل شدنست بشرك و يا دفع ميكند بطاعت معصيت را كقوله (اتبع الحسنة السيئة تحمها) در پى سيئه بحسنه اقدام نماييد تا محو كند آن را و يا دفع ميكنند بمعروف منكر را و از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه
يدفعون بالمداراة مع الناس اذا هم عن انفسهم
باز ميدارند بمدارا كردن با مردمان اذيت آنها را از نفس خود در موضح آورده كه بعد از ايمان جماعت مذكوره ترسايان يا يهود طعن ميكردند بر ايشان و آنان بنرمى جواب ميدادند حقتعالى در صفت ايشان فرمود كه دفع ميكنند بنيكويى سخن كفار و گفتار سفها را وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ و از آنچه دادهايم ايشان را يُنْفِقُونَ نفقه ميكنند در راه ما كه آن وجوه البر است وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ و چون شنوند سخن بيهوده و باطل را يعنى شتم و تعريض كافران را