تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٩ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
باز نگشتهاند يعنى بد دلى و ترس منافقان بمثابه ايست كه با وجود آنكه مشركان بهزيمت رفتهاند پندارند كه گرداگرد مدينه فرو گرفته بجنگ ايشانند و بجهت اين از خندق فرار نموده در اندرون مدينه متحصن شدهاند هر چند ايشان را گويند كه مشركان هزيمت نمودهاند و بازگشته قبول نكنند و ياراى آن نداشته باشند كه از منازل متحصنه خود بيرون آيند وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ و اگر بيايند اين لشگرها نوبت ديگر يَوَدُّوا دوست دارند منافقان و تمنا كنند لَوْ أَنَّهُمْ آنكه ايشان بادُونَ صحرا نشينان بودندى فِي الْأَعْرابِ واقع در ميان عربان باديه نشين يعنى از فرط جبانت آرزو كنند كه در مدينه بلكه در باديه ساكن باشند يَسْئَلُونَ پرسيدندى از هر آينده از جانب مدينه عَنْ أَنْبائِكُمْ از خبرهاى شما از آنچه جارى شده بر شما و تحقيق نمودندى كه حال شما چگونه است و منتظر مغلوبيت شما بودندى وَ لَوْ كانُوا فِيكُمْ و اگر بودندى در ميان شما يعنى در خندق و بمدينه مراجعت نكردندى و مقاتله با اعدا دست دادى ما قاتَلُوا كارزار نكردندى إِلَّا قَلِيلًا مگر كارزار اندك از روى ريا و سمعه بعد از آن حق سبحانه حث مكلفان ميكند بر قتال مشركان و صبر كردن بر آن و ميفرمايد كه لَقَدْ كانَ بدرستى كه هست لَكُمْ مر شما را اى بندگان و يا اى ترسندگان و بد دلان فِي رَسُولِ اللَّهِ در ذات پيغمبر خداى (ص) أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ خصلتى نيكو و پسنديده كه از حق آن آنست كه بآن تاسى كنند و آن نباتست در حرب و صبر در شدايد و محن و هذا كما يقال لى فى فلان اسوء اى لى به اقتداء پس اسوة مأخوذ است از ايتساء مانند قدرة از اقتدا و اين اسمى است در موضع مصدر مراد آنست كه هم چنان كه او در حرب ثبات دارد و متحمل شدايد و محن ميشود بر وجهى كه دندان مبارك او ميشكنند و بر بالاى ابروى او جراحت ميكنند فرار نميكند و در حرب ثبات ميورزد و اقرباى نزديك او را ميكشند مانند حمزه و عبيده حارث اصلا جزع نميكند شما نيز چنان كنيد و يا آن حضرت فى نفسه مؤتسى به و مقتدى به نيكوست يعنى ذات او فى نفسه قدوه ايست كه نيكو است تاسى بآن نمودن كما يقول فى البيضة عشرون منا حديدا اى هى فى نفسها هذا المبلغ من الحديد و قوله لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ صله حسنه است يا صفت آن يعنى قدوه كه نيكو است مر كسى را كه اميد ميدارد بخداى وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ و بروز باز پسين يعنى به نعيم آن و هذا كقولك رجوت زيدا و فضله اى فضل و زيد او يرجو اتامر اللَّه و خصوصا اليوم الاخر و رجا