تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤١ - سوره السجده(٣٢) آيات ٢٠ تا ٣٠
جوشش ايشان را بالا افكند تا بنزديك درهاى دوزخ رسند و توقع بيرون آمدن كنند خزنه دوزخ بگرزهاى آتش ايشان را بزنند و بقعر دوزخ افكنند وَ قِيلَ لَهُمْ و گفته شود خزنه گويند مر ايشان را بر وجه اهانت و زيادتى غيظ ايشان كه ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ بچشيد عذاب آتش را الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ آنعذابى كه بوديد كه بآن تُكَذِّبُونَ تكذيب مىكرديد و باور نميداشتيد اين كلام نيز دال است بر آنكه مراد بفاسق كافر است چه غير مخلد نخواهد بود در دوزخ وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ و هر آينه بچشانيم اهل مكه را مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى از عذاب نزديكتر و خوردتر در دنيا كه قتل و اسر است و قحط در مدت هفت سال كه بآن ممتحن بودند و يكديگر را ميخوردند و كلاب و جيف را اكل ميكردند دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ بجز از عذاب بزرگتر كه عذاب خلود است در آتش دوزخ لَعَلَّهُمْ شايد ايشان يعنى جمعى كه باقى مانند از ايشان يَرْجِعُونَ باز گردند براه حق و از كفر توبه كنند تا بجهت آن از عذاب اكبر نجات يابند و از كعب و ضحاك نقلست كه مراد بعذاب ادنى انواع مصايب و بلايا و محن دنيا است در نفس و مال و نزد ابن عباس مراد بآن عذاب حدود است و نزد مجاهد عذاب قبر است و اين قول از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست و نيز از ابى جعفر (ع) نقلست كه عذاب اكبر خروج مهدى آل محمد است بر كافران و استيصال همه ايشان بر دست او و برايت ديگر از ايشان منقولست كه عذاب اكبر خروج دابت الارض است و دجال در موضح آورده كه عذاب ادنى جمع خطاست و اكبر كسب اثار و ابو سليمان دارابى گفته كه ادنى خذلانست و اكبر نيران و در لباب آورده از تفسير نقاش نقلكرده كه ادنى غلاى اسعار است و اكبر خروج مهدى بشمشير آبدار و گفتهاند خوارى دنيا و نگونسارى عقبى يا افتادن در گناه و دور افتادن از قرب اله مَنْ أَظْلَمُ و كيست ستمكارتر مِمَّنْ ذُكِّرَ از كسى كه پند داده شود بِآياتِ رَبِّهِ بآيتهاى پروردگار او يعنى قرآن يا همه حجج واضحه بر امر حق ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها پس روى بگرداند از آن و تفكر كند در آن يعنى هيچكس ظالمتر از آن كس نيست كه تنبيه او نمايد بر حجج او سبحانه كه موصل او باشد بمعرفت حقتعالى و معرفت ثواب او و از آن اعراض كند و در آن ننگرد ذكر ثم جهت استبعاد اعراض است از آيات با وجود فرط وضوح آن و ارشاد آن بسعادت ابديه بعد از تذكير بآن كما فى بيت الحماسة و لا يكشف الغماء الا ابن حرة. يرى غمرات الموت ثم يزورها كه شاعر استبعاد زيادت غمرات موت كرده بعد از رؤيت آن و استيقان آن و اطلاع بر شدايد ان پس در اينمقام