تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٤ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
اين چه غبار است يا جبرئيل گفت از مشايعه قريش و باز گردانيدن ايشان پيغمبر (ص) غبار را از وجه فرس و سرج پاك كرد جبرئيل گفت يا رسول اللَّه شما پيش از ما اسلحه از خود باز كردهايد حكم الهى و فرمان پادشاهى چنانست كه در همين ساعت متوجه حرب بنى قريظه شوى كه عهد شكسته مدد كارى احزاب مينمودند و امر شده كه من با آن جمع ملائكه كه در غزوه احزاب بودهايم سلاح ننهاده متوجه آن جانب شويم و ميخهاى خيمهاى ايشان را بر كنيم و درهاى حصنهاى ايشان را بگشائيم و ايشان آنجا از خوف مضطربند و پريشان و سراسيمه و حيران و من اكنون متوجه آن صوبم رسول فى الحال برجست و منادى را امر كرد كه هر كه مطيع امر خدا و رسولست بايد كه نماز عصر نگذارد مگر در بنى قريظه پس رايت را با امير المؤمنين تفويض فرموده او را مقدمه لشگر ساخته بآنصوب روانه ساخت و خود با ساير صحابه بر اثر وى روان شد امير المؤمنين (ع) ميرفت تا بزير حصن ايشان رسيد ايشان زبان بفحش و ناسزاى پيغمبر (ص) دراز كردند و از بيحرمتى هيچ فرو نگذاشتند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام برگشت و نزد رسول (ص) آمد و گفت يا رسول اللَّه بزير حصن مرو كه صلاح در اينست آن حضرت فرمود كه
أظنك سمعت لى منهم اذى
يا على مگر چيزى درباره من از ايشان شنيده كه ترا خوش نيامده گفت نعم يا رسول اللَّه فرمود چون مرا به بينند نتوانند كه از اين مقوله چيزى گويند پس بزير حصن آمد و گفت
يا اخوان القردة و الخنازير أ إنا اذا انزلنا بساحة قوم فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ
ايشان گفتند يا ابا القاسم ما كنت جهولا و لا سبابا تو هرگز جاهل و دشنام ده نبوده رسول از ايشان اعراض نموده برگشت و در ميان انصار و بنى تميم بگشت و گفت اكنون در راه كسى را ديديد كه بر شما بگذشت گفتند آرى دحيت الكلبى بر بغله شهبا نشسته و قطيفه از ديبا در زير او بود بر ما بگذشت فرمود كه آن جبرئيل است آمده است تا حصن ايشان را متزلزل سازد و خوف و رعب درد دل ايشان اندازد پس بر سر چاهى از چاههاى بنى قريظه نزول فرمود و اصحاب متعاقب ميرسيدند و فرود مىآمدند تا آنكه جماعت آخرين بعد از نماز خفتن خود را بآنجا رسانيدند نماز پسين ناكرده ميگفتند بر ما اثمى و حرجى نيست در ترك نماز چه آن حضرت ما را فرموده بود كه نماز پسين را مگذاريد مگر در بنى قريظه پس آن نماز را قضا كردند حقتعالى در اين امر ايشان را معذور داشت رسول (ص) پانزده روز يا بيست روز بروايت اصح بيست و پنج روز ايشان را در آن حصن بداشت تا كار بر ايشان سخت گشت حى ابن اخطب ايشان را گفت اى قوم ببينيد كه چه محنت و بليه بر شما نازل شد و شما را در اين قضيه ناچار است يكى از سه كار كنيد يكى آنكه به اين مرد ايمان آوريد و تصديق دعوى او كنيد چه بر شما واضح است كه او پيغمبر خدا است و در تورية وصف او را ديدهايد و دانسته اصحاب وى جواب دادند كه هرگز باو نگرويم و از دين خود برنگرديم گفت يكى ديگر آنكه زنان و فرزندان خود را بدست