تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥ - سوره النمل(٢٧) آيات ٥٠ تا ٥٩
افحش است از اخفاء و گويند معنى آنست كه ميبينيد آثار عصاة را كه قبل از شما بودند و ميدانيد آنچه بر ايشان نازل شده أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ آيا شما مىآييد بمردان شَهْوَةً از روى شهوت مِنْ دُونِ النِّساءِ بجز از زنان كه براى شهوت مخلوقند اينكلام براى بيان اتيان ايشانست بفاحشه و تعليل آن به شهوت كه دالست بر قبح آن و تنبيه بر آنكه حكمت در مواقعه طلب نسلست نه قضاى وطر بَلْ أَنْتُمْ بلكه شما قَوْمٌ تَجْهَلُونَ گروه مردمانيد كه نميدانيد عاقبت اين فعل قبيح را يا فعل شما مشابه فعل كسى است كه جاهل بقبح آن باشد يا سفيهى بود كه تميز ميان حسن و قبح نتواند كرد و بنا بر اين وجوه مذكوره به تجهلون منافى تبصرون باشد وعده مستلزم اسناد علم و جهل بايشان و ذكر تجهلون بعنوان خطاب باعتبار آنست كه قوم در معنى مخاطب است پس جايز باشد كه صفت قوم واقع شود.
الجزء العشرون من الاجزاء الثلاثين و چون لوط از نصيحت و موعظه ايشان فارغ شد فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ پس نبود جواب گروه لوط إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گفتند با يكديگر أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ بيرون كنيد كسان لوط را مِنْ قَرْيَتِكُمْ از قريه خود كه سدوم است إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ مردانيند كه زكى و پاكند و منزه از افعال ما يعنى خود را پاك ميدانند از آن و ما را پليد ميخوانند در آن و يا مجتنبند از جميع قاذورات بجهة آنكه منكر اينعملند ابن عباس فرموده كه اينكلام را بر سبيل استهزا گفتند فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم لوط را وَ أَهْلَهُ و كسان او را يعنى دختران او را إِلَّا امْرَأَتَهُ مگر زن او را كه قَدَّرْناها تقدير كرديم و حكم نموديم بودن او را مِنَ الْغابِرِينَ از باقى ماندگان در عذاب با قوم لوط بجهت كفر و نمامت او وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ و ببارانيديم بر ايشان بعد از زير و زبر شدن مؤتفكات مَطَراً بارانى از سنگ فَساءَ پس بد بارانى بود مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ باران بيم كرده شدگان كه تصديق بيم كنندگان نكردند و در صدد ايذا و اضرار ايشان درآمدند پس گفتيم لوط را بعد از هلاك شدن ايشان كه قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بگو ستايش مر خداى را است بر اهلاك كفره وَ سَلامٌ عَلى و سلام بر بندگان او الَّذِينَ اصْطَفى كه برگزيده ايشان را بعصمت و نگاهداشته از فواحش و نجات داده از عقوبت