تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٨ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
بينى ايشان را كه از غايب جبانت و فرط خوف يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ مىنگرند بسوى تو تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ در حالتى كه مىگردد چشمهاى ايشان در حدقه ايشان بچپ و راست كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مانند نگاه كردن يا گرديدن چشم كسى كه پوشيده باشد بر او يعنى غش كرده و بيهوش شده مِنَ الْمَوْتِ از سكرات مرگ اين تشبيه نظر ايشانست يا دوران آن بنظر مغشى عليه يا دوران غير او اى كنظر الغشى عليه او كدوران عينه و يا منصوب المحلست بر حاليت أي مشبهين به او مشتبهة بعينه فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ پس چون برد و ترس بجهت نصرت و فتح شما بر كفار و غنايم دار الحرب بدست آيد سَلَقُوكُمْ برنجانند و آزار رسانند شما را و سخنهاى سخت و درشت گويند بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ بزبانهاى تيز يعنى تيز زبانى كنند أَشِحَّةً در حالتى كه بخيلند عَلَى الْخَيْرِ بر غنيمت يعنى بوقت غنايم مجادله و مناقشه نمايند و گويند توفير قسمت ما كنيد چه ما معاون شما بودهايم در قتال و شما بجهت ما بر دشمنان غالب شدهايد و بر ايشان نصرت يافتهايد سلو به معنى بسط يد و لسانست بقهر و تعدى و نصب اشحه بر حاليت است يا بر ذم و چون هر يك از اشحه عليكم و اشحه على الخير مقيدند از وجهى چه اول مقيد است باتيان و تعويق و ثانى مقيد بسلق پس تكرار نباشد جبائى گفته كه مراد شح ايشانست از كلام خير و سخن صواب أُولئِكَ آن گروه مذكور لَمْ يُؤْمِنُوا نگرويدهاند بخدا و رسول بر وجه اخلاص فَأَحْبَطَ اللَّهُ پس باطل گردانيده است خداى تعالى أَعْمالَهُمْ كردارهاى ايشان را چه ثواب مترتب نميشود بر جهاد و غير آن از افعال كه براى قربت نباشد بلكه بقصد اخذ غنيمت و يا بريا و سمعه باشد يا ظاهر گردانيد خدا بطلان اعمال ايشان را و بيان فرمود كه عملهاى ايشان بقصد اخلاص و قربت نيست بلكه براى ريا و سمعه است و يا اخذ غنيمت و يا باطل ساخت تصنع و نفاق ايشان را و مكر و كيدى را كه درباره پيغمبر و اهل اسلام ميكردند وَ كانَ ذلِكَ و هست آن احباط و ابطال عَلَى اللَّهِ يَسِيراً بر خداى تعالى آسان بجهة تعلق اراده او بآن و عدم آنچه مانع او شود از آن در آيه دلالتست بر آنكه ترتب ثواب بر اعمال فرع ايمانست و قربة و تنبيه بر آنكه افعال كثيره بدون معرفة و قربة مانند بنا است بر غير اساس و مانند هباء منثور نزد حقتعالى
و نيز در وصف اهل نفاق و بيان جبانت ايشان ميفرمايد كه يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ ميپندارند منافقان احزاب يعنى لشگرهاى كفار از قريش و غطفان و اسد و يهود و غير آن كه ايشان لَمْ يَذْهَبُوا