تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٠ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١٠ تا ١٩
او را كه بساز يا فرموديم باو او را ساختن سابِغاتٍ زرههاى فراخ دامن گشاده وَ قَدِّرْ و اندازه نگاهدار فِي السَّرْدِ در يافتن آن يعنى حلقههاى مساوى درهم افكن تا وضع آن مناسب افتد و يا نه بسيار دراز و نه بسيار كوتاه و گويند معنى آنست كه تقدير مسمارهاى آن كن بحد وسط كه نه باريك باشد تا بجنبد و نه سطبر تا حلقه بشكند و اين قول مردود است بآنكه در روايت ثابت شده كه درع او را مسمار نبودى چه آهن در دست او نرم بودى و بر هم افكندى و درهم پيوستى و مرويست كه لقمان نزد داود بود در وقت ساختن درع اول داود آن را ميساخت و لقمان در آن تفكر ميكرد و نميدانست كه چه چيز خواهد بود و از او سؤال نميكرد تا آنكه از آن فارغ شد برخواست و بپوشيد و گفت نعم جنة الحرب اين نيكو سپر جنگى است لقمن نزد اينحال گفت
الصمت حكم و قليل فاعله
خاموشى حكمتى است كه كم كسى كننده آنست و در تيسير آورده كه داود هر روز زرهى تمام كردى و بشش هزار درهم بفروختى و از آن جمله چهار هزار درهم تصدق كردى دو هزار ديگر نفقه عيال خود نمودى و بروايت ديگر هر روز زرهى ميساخت و بهزار درهم ميفروخت تا سيصد و شصت را تمام كرد و بسيصد و شصت درم بفروخت و از بيت المال مستغنى شد و در لباب آورده كه داود (ع) چون وفات يافت هزار زره در خزانه او بود وَ اعْمَلُوا و ديگر گفتيم بداود و اهل او كه عمل كنيد صالِحاً عمل شايسته يعنى محض قربت و خالص از شوب اغراض دنيويه بجهة شكر بر عظم نعم كه بر شما دادهام إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بدرستى كه من به آنچه ميكنيد بَصِيرٌ بيناام و هيچ چيز از آن بر من مخفى نيست بر وفق آن پاداش خواهم داد و بعد از آن از فضل و كرامت كه بسليمان (ع) داده بود و از اداى شكر گزارى او بر آن و انابه و رجوع او باو سبحانه اخبار ميفرمايد كه وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ متعلقست بفعل محذوف و تقدير اينست كه و سخرنا لسليمان الريح يعنى مسخر كرديم و رام گردانيديم مر سليمان را باد غُدُوُّها شَهْرٌ رفتن او در بامداد يك ماهه راه بود وَ رَواحُها شَهْرٌ و رفتن او در شبانگاه نيز مسير شهرى يعنى در روزى دو ماهه راه رفتى مرويست كه صباح را از تدمر بيرون آمدى و قيلوله در اصطخر شيراز كردى و شب بكابل رفتى و در آنجا بيتوته نمودى و تدمر شهرى بود در شام كه جن براى او ساخته بود و وهب بن منبه روايت كند كه در بعضى كتب خواندهام كه بناحيه دجله بر سنگى نوشته ديدند كه بعضى از اصحاب سليمان بر آن نوشته بودند كه بامداد از اصطخر بيامديم و اينجا قيلوله كرديم شب انشاء اللَّه در شام خواهيم بود و مرويست كه سليمان يك روز بامداد بمرو رفت