تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٠ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٦٠ تا ٧٣
امتناع نمودندى از حمل آن بجهة خوف قصور از اداى حق آن و انسان با وجود ضعف جسم حمل آن نمود و بجهة ظلم و جهل از وعيد آن نترسيد و اين قول ابن عباس است چهارم آنكه معنى عرض و ابائه آنست كه از ظاهر كلام فهم ميشود بلكه مراد تعظيم شأن امانتست و اخبار آن فرط ظهور تفخيم آن بر وجهى كه حال جميع آسمان و زمين و كوه با آنكه جمادند شاهد اينست و بنا بر اين امانت آن چيزيست كه حقتعالى در اين آيه ابداع نموده از دلايل وحدانيت و بنا بر اين مراد بحمل اخفاى آنست و مراد بانسان اسم جنس است باعتبار اغلب كقوله إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ و إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ و قوله فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ و نميتواند كه مراد همه افراد انسان باشد چه انبيا و اوليا از عموم اين لفظ خارجاند و نميتواند بود كه مراد بانسان آدم باشد هم چنان كه زعم بعضى است لقوله إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ و بهديه عقل حاكمست كه شخصى كه حقتعالى او را اصطفا كرده باشد از جميع خلق موصوف بظلم و جهل نتواند بود انتهى كلامه و اصح اقوال آنست كه حقتعالى اين اجرام را ادراك و شعور داد و بر ايشان عرض كرد عرض تخييرى و ايشان ابا كردند از جهت خشية نه از روى معصيت و انسان قبول آن كرد از راه همت با وجود ضعف بنيه و رخاء قوت و لهذا راعى آن و قايم بحقوق آن فايز شد بخير دارين و در انوار گفته كه نزد بعضى مراد بامانت مطلق طاعت است اعم از طبيعيه و اختياريه و مراد بعرض آن مطلق استدعاى آنست اعم از آنكه طلب فعل باشد از مختار و اراده صدور آن از غير مختار و مراد بحمل آن خيانتست در آن و امتناع از اداى آن و منه قولهم (حامل الامانة و محتملها لمن لا يؤديها فيبرء ذمته) پس ابا از آن اتيانست بآنچه ممكن باشد كه اتيان نموده شود و ظلم و جهالت بجهت خيانت و تقصير است و گويند كه چون حقتعالى اين اجر امر خلق فرموده فهم را در ايشان ايجاد نمود و ايشان را گفت كه
انى فرضت فريضه و خلقت خليقة و جعلت الجنة لمن اطاعنى فيها و النار لمن عصانى
بدرستى كه من فريضه را فرض كردهام و خلقى را آفريدم و بهشت را براى كسى گردانيدم كه اطاعة من كند در آن فريضه و دوزخ را براى كسى كه عصيان نمايد در آن و ايشان جواب دادند كه
نحن مسخرات على ما خلقنا لا نحتمل فريضة و لا نبتغى ثوابا و لا عقابا
ما مسخر فرمانيم بر آنچه از براى آن خلق شدهايم حامل فريضه نميشويم و چون آدم را خلق كرد اين امانت را بر او عرضكرد و وى حامل آن شد و از آن امتناع ننمود و بجهت تحمل اين نوع مشقت ظلم بر نفس خود كرد و از وخامت عاقبت آن جاهل بود صاحب مجمع استضعاف اين قول نمود چنان كه دانسته شد و اهل تحقيق و عرفان را در اين مقام سخن است و از آن جمله بعضى بسلك تقرير منتظم مىكرد (و من اللَّه اذمة التحقيق) در انوار آورده كه ميشايد كه مراد بامانت عقل و تكليف باشد و بعرض آن بر امور مذكوره اعتبار آن باشد اضافه باستعداد بايشان و يا با آنها آباء طبيعى باشد كه آن عدم لياقتست و