تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٨ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايشان كه جمادند چگونه خير و شر و نفع و ضرر از ايشان متصور باشد و بچه اميد شفاعت ايشان توان داشت بعد از آن در تقدير قول سابق كه آن لا يملكون است تا آخر مىفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله مر مشركان را از روى تنبيه بر بطلان اعتقاد كه شرك است مَنْ يَرْزُقُكُمْ كيست آنكه روزى مىدهد شما را مِنَ السَّماواتِ از آسمان بباران تا بتسبيب ارزاق در آن وَ الْأَرْضِ و از زمين بنبات و يا بانتظام اسباب آن قُلِ اللَّهُ هم خود بگو كه روزى دهد خداى چه آن سؤال را بجز اين جوابى نيست و ايشان در اين خلاف ندارند اين اشعار است به اينكه كافران اگر چه بجهت خوف الزام و فرط عناد اين جواب را بزبان نمىآورند اما بدل معترف و مقرند بآن بعد از آن بر سبيل محاجه و طريق مناظره ميفرمايد وَ إِنَّا و ديگر بگو با ايشان كه ما گروه مؤمنان كه روزى دهنده را يكى گوئيم و همين پرستش او كنيم أَوْ إِيَّاكُمْ يا شما مشركان كه جمادى را كه در مراتب امكانيه فروتر و زبونتر از او چيزى نيست با واجب الوجود شريك مىسازيد لَعَلى هُدىً بر راه راستيم أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ يا در گمراهى آشكارا يعنى البته از ما و شما يكى بر هدايتست و ديگرى بر ضلالت چه ممكن نيست كه باين دو قول متناقض هر دو بر حق باشيم و يا هر دو بر باطل ذكر اين كلام بعد از قول متقدم تقرير بليغ است كه دالست بر آن كسى كه بر هدى است و بر آنكه او در ظلالة است و اين ابلغ از تصريحست زيرا كه در صورت انصافست در حجة كه مبكت خصم مشاغب است نه آنكه بر وجه شك و تردد باشد و نظير اينست كه محق بمبطل گويد كه قد علم اللَّه الصادق منى و منى و منك و ان احدنا لكاذب با آنكه عالم باشد بآنكه مخاطب كاذبست و منه بيت الحان اتهجوه و لست له بكفو فشر كالخير كما الفداء و از اين قبيلست قول ابى اسود ديلمى در مدح اهل بيت يقول الارذلون بنو قشير طوال الدهر لا ينسى عليا بنو عم النبى و اقربوه احب الناس كلهم إليا فان يك حبهم رشدا اصبه و لست بمخطى ان كان غيا چه اينقول نه بر وجه شكست در محبت اهل بيت عليه السّلام و مرويست كه چون معريه اين را بشنيد از ابو اسود پرسيد كه أ تشك آيا شك دارى در آنكه محبت على رشد است جوابداد كه أ شك اللَّه آيا خداى شك كرده در اينقول كه و انا او اياكم لعلى هدى او فى ضلال مبين مراد وى باين تعريضست بمعاويه حاصل كه آيه از باب تعاريض كلام است و گويند كلام مذكور بر طريق لف و نشر است و او بمعنى واو و تقدير اينكه انا لعلى هدى او اياكم لفى ضلال مبين پس حقتعالى جمع هر دو خبر كرده و تفويض تميزان نموده يقول و هذا كقول امرءى