تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٢ - سوره القصص(٢٨) آيات ٧٠ تا ٧٩
گويند وى بظاهر ايمان آورده بود و در باطن كافر بود مانند سامرى حقتعالى خواست تا او را ممتحن سازد تا نفاق و كفر او بر عالميان ظاهر گردد پس او را بواسطه كثرت مال و جاه امتحان كرد فَبَغى پس ستم كرد و يا افزونى جست و تكبر كرد عَلَيْهِمْ بر قوم موسى و خواست كه همه در تحت حكم او باشند و از سعيد بن مسيب و ابن عباس روايتست كه او عامل فرعون بود و فرعون او را بر بنى اسرائيل مسلط گردانيده بر ايشان ظلم ميكرد و عطاى خراسانى و شهر ابن جوشب گفتهاند كه زيادتى و افزونى ميجست بر بنى اسرائيل بر پوشيدن جامهاى دراز بشبرى يعنى جامهايى بيك شبر درازتر از جامهاى بنى اسرائيل ميداشت بجهة تفوق و تكبر بر ايشان و يا استطالت كرد بر ايشان بكثرت كنوز كما قال جل اسمه وَ آتَيْناهُ و عطا كرديم او را مِنَ الْكُنُوزِ از گنجهاى مدخره و مالهاى فراهم آورده و بر بالاى يكديگر نهاده ما آن چيزى يعنى آن مقدارى كه كثرت وفور آن بر وجهى رسيده بود كه إِنَّ مَفاتِحَهُ بتحقيق كه كليد هاى آن يعنى برداشتن آن لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ هر آينه برنج مىآورد بگروهى بسيار از مردمان أُولِي الْقُوَّةِ كه خداوندان توانايى بودند و پشت ايشان را دو تا ميكرد از گرانى آن بدانكه مفاتح جمع مفتح است يعنى آن چيزى كه بآن مفتوح سازند اغلاق و ابواب مسدوده را و مراد اينجا مفاتح صناديقست و نزد بعضى مفاتح خزاينست و قياس واحد ان مفتح بفتح ميمست و تنوء از نوء ماخوذ است كه بمعنى نهوض است با ثقل يقال نأى به الحمل اذا اثقله حتى اماله و منه اخذت الانواء لانها تنهض من المشرق على ثقل نهوضها و قال ابو زيد ثانى الحمل اذا اثقلنى و عصبه و عصابه جماعت كثيره است يقال اعصوصبوا اذا اجتمعوا و در تعيين عدد عصبه اختلافست نزد مجاهد از عشره است تا خمسة عشر و نزد قتاده از عشره تا اربعين و ابو صالح گفته كه چهل مردند و از ابن عباس منقولست كه از ثلاثة تا عشره است و گويند ايشان جماعتىاند كه بعضى از ايشان متعصب باشند ببعضى و يا براى تعديه است مانند ذهبت به و اذهبته و جمله لتنوأ بالعصبة خبر آنست و اينجمله موكده بآن صله ما است و جمله موصوله مفعول دوم آتينا از فرانقلست كه مراد بعصبه اينجا چهل تنند كه كليدهاى كنوز وى ميكشيدند و در كشاف آورده كه شصت اشتر مفاتيح خزاين او ميكشيدند هر خزينه را مفتاحى بود و هيچ مفتاحى از اصبعى زياده نبودى و از پوست حيوانات ساخته بودند تا سبك باشد و از خيثمه نيز مرويست كه در انجيل مرويست كه كليدهاى گنج قارون بر شصت اشتر نهادندى و هر كجا كه رفتى با خود بردى و ثعلبى گفته كه مراد از مفاتح اوعيه مالست و آن چهار هزار هزار و چهل انبان بود پر از طلا و نقره و قول اول اكثر و اشهر است و قوله إِذْ قالَ لَهُ منصوبست بتنوء و يا