تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٥ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
شهوات و اصح آنست كه بر همه كافران إِبْلِيسُ ظَنَّهُ ابليس گمان خود را يعنى چون شيطان گمان برده بود كه بر بنى آدم بسبب شهوت و غضب كه در نهاد ايشانست دست يابد كه ايشان را گمراه كند گمان او درباره اهل غوايت راست شد و يا بجهت استماع قول ملائكه أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ و قول او كه و لاضلنهم و لاغوينهم و لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ پس گمان او در حق ايشان راست شد فَاتَّبَعُوهُ پس پيروى كردند او را در شرك و معصية إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ مگر گروهى از مؤمنان كه مستثنىاند و تابع او نيستند و تقليل ايشان نسبت بكفار است يا معنى آنست كه مگر فريقى از فرق مؤمنان تابع شيطان نشدهاند در عصيان كه آنها عباد مخلصانند كه انبيااند و ائمه هدى عليه السّلام كه إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ و بنار اول من بيانيه است و اين قول ابن عباس است و بنا بر ثانى تبعيضيه وَ ما كانَ لَهُ و نبود مر ابليس را عَلَيْهِمْ بر آنكه گمان او در حق ايشان محقق شد مِنْ سُلْطانٍ هيچ تسلطى و استيلايى إِلَّا لِنَعْلَمَ مگر براى آنكه بدانيم يعنى جدا كنيم مَنْ يُؤْمِنُ كسى را كه ميگرود بِالْآخِرَةِ بدانسراى مِمَّنْ هُوَ از آن كس كه او مِنْها فِي شَكٍ از آخرت در گمانست يعنى بجهة غرض صحيح و حكمتى صريح كه تعلق علم ما است بآن آن نوع تعلقى كه مرتب شود بر آن جزاء عقاب و ثواب و آن در صورت وجود معاصى و طاعتست چه حق تعالى هيچكس را مجازات نميدهد بر علم بحال او مگر بعد از وقوع او و يا متميز سازيم مؤمن را از شاك يعنى واضح شود كه اهل ايمان كدامند و ارباب گمان كدام و اين معنى اخص از اول است چه تميز نميباشد مگر بعد از وقوع بخلاف علم كه آن اعم است از آنكه معلوم بالقوه باشد و يا بالفعل و مراد بسلطنت شيطان بر مردمان وسوسه اوست نه اجبار او ايشان را بر كفر و عصيان لقوله تعالى حكاية عن قوله وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي وَ رَبُّكَ و آفريدگار تو عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها حَفِيظٌ نگاه بانست و هيچ چيز از افعال و احوال بندگان بر او پوشيده نيست قُلِ بگو اى محمد (ص) بنى مدلج و اتباع ايشان را از اهل شرك بر وجه تهكم كه ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ بخوانيد آنان را كه گمان بردهايد خدايان مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى مفعول اول و دوم زعم محذوفست و تقدير اينست كه زعمتموهم آلهة اما حذف اول بجهة طول موصول بصله و اما ثانى بجهة قيام صفة در مقام آن و نميتواند بود كه من دون اللَّه مفعول ثانى باشد زيرا كه ملايم