تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٣ - سوره يس(٣٦) آيات ٧٠ تا ٨٣
كه در شاعرى دارد از عايشه مرويست كه
كان الشعر ابغض حديث الى رسول اللَّه
يعنى دشمنترين كلامى نزد حضرت رسول شعر بوده و در خبر است كه آن حضرت فرموده
لئن تمتلئ جوف أحدكم قيحا أحب إلي من أن تمتلئ شعرا
يعنى اگر شكم شما پر از چرك و ريم باشد من دوستتر دارم از آنكه پر از شعر باشد و بدانكه اشعارى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از آن متاذى ميشد شعرهايى بود كه متضمن هجاى اهل اسلام بود و سخنان باطل و ما لا يعنى و اما اشعارى كه منطوى بود بر نصيحت و موعظه و محتوى بر توحيد و منقبت بسيار دوست داشتى و مردمان را بدان تحريص فرمودى و بصحت پيوسته كه حسان بن ثابت را بر شعر تحريص فرموده گفته كه لا تزال يا حسان مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك يعنى هميشه اى حسان تأييد و قوة خواهى يافت بروح المقدس كه آن جبرئيل است با ساير مقربان درگاه ملك جليل ما دام كه يارى ما خواهى داد بزبان خود مراد ايراد اشعاريست كه متضمن ثنا خوانى و مدح گسترى حق سبحانه و حضرت رسالت پناه باشد و مشتمل بر موعظه و نصيحت چه قرآن بر همين مضمون واقع شده چنان كه فرموده إِنْ هُوَ نيست آنچه فرستادهايم باو إِلَّا ذِكْرٌ مگر ياد كردن موعظه و ارشادى وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ و كتابى روشن كه بر وجه سهولت اخذ معانى از آن ميتوانكرد يا روشن كننده حدود و احكام حلال و حرام ايراد اين دو صفت بجهة بيان تعدد فايده آنست و آن را از عالم قدس فرو فرستاديم
لِيُنْذِرَ تا بيم كند يا محمد بآن بترساند مَنْ كانَ حَيًّا هر كه را كه باشد زنده يعنى كسى را كه مؤمن باشد زيرا كه حيات ابدى بايمانست و كافر حكم مرده دارد بجهت عدم تأمل و تفكر در آيات ظاهره بلكه كمتر از آن زيرا كه مرده اگر چه منتفع نميشود اما متضرر نميگردد بخلاف كافر كه بدين خود منتفع نميشود متضرر ميگردد و شبهه نيست در آنكه تخصيص مؤمنان بانذار بجهت انتفاع ايشانست بآن پس گوييا قرآن منذر عصاة مؤمنين است نه غير ايشان و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه مراد از حياة در اين مقام عقلست يعنى قرآن فرستاده شد تا منذر كسى باشد كه عاقل باشد و بفهم آن رسد نه غافل جاهل چه آن در حكم مرده است وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ و تا واجب شود كلمه عذاب عَلَى الْكافِرِينَ بر ناگرويدگان قبول آن نكنند و بآن منتفع نشوند و چون كه كفار به ادله مذكوره متنبه نشدند و قدم بر طريق قويم و صراط مستقيم ننهادند از اين جهت او سبحانه باز زمام كلام را بجانب ادله توحيد كشيده ميگويد كه أَ وَ لَمْ يَرَوْا آيا نميبينند و نميدانند أَنَّا خَلَقْنا آن را كه ما آفريدهايم لَهُمْ براى منافع ايشان مِمَّا عَمِلَتْ