تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٣ - سوره يس(٣٦) آيات ٤٠ تا ٤٩
گشت و گدايى ميكرد تا بجهنم پيوست و قصه او در ميان مردم علامتى و آيتى شد
و بعد از اين حق سبحانه و تعالى تعاقب شمس و قمر و تتالى ليل و نهار را كه تعيش حيوانات و تكون نباتات منوط است بر آن بيان ميكند كه لَا الشَّمْسُ نه آفتاب يَنْبَغِي لَها سزد و شايد مر او را أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ آنكه دريابد ماه را و بمقام او رسد زيرا كه او در فلك چهارم است و ماه در فلك اول يا آنكه نميرسد آفتاب را كه بسرعت سير قمر رسد چه قمر تمام بروج اثنى عشر را در عرض ماهى قطع كند و آفتاب در سالى پس اگر آفتاب در سرعت ماه باشد فصول سال از وضع خود بيفتد و خلل بتكون و تعيش نبات و حيوان رسد وَ لَا اللَّيْلُ و نه شب سابِقُ النَّهارِ پيشى گيرنده است بروز باين معنى كه غلبه كند بروشنى روز بر وجهى كه دو شب يا بيشتر با هم جمع شوند كه در ميان آنها روز نباشد بلكه متعاقب يكديگرند و گفتهاند كه مراد بشب و روز علامت ايشانست يعنى روشنى شمس و قمر پس معنى آنست كه هم چنان كه شمس سرعت قمر را در نمىيابد قمر نيز در روشنى بر شمس سبقت نميگيرد و باو نميرسد و بدانكه چون شمس قطع فلك خود نميكند مگر در عرض يك سال و قمر قطع فلك خود ميكند در هر ماهى پس شمس از جهت تباطؤ سير موصوف بادراك شد و قمر بجهت سرعت سير متصف بسبق نه بعكس و نه بتسويه وصف وَ كُلٌ و همه شمس و قمر و نجوم فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ در فلك بانبساط تمام سير ميكند هم چنان كه ماهى در آب به گشادگى و فراخى ميرود و شناورى ميكند و ابن عباس گفته است كه هر يك از شمس و قمر و كواكب در فلك خود جريان ميكنند هم چنان كه مغزل در فلكه خود دوران مينمايد و چون كه سير كردن نيرين و ساير كواكب در فلك خود در انتظام و اتقان بر طرز و طريقه فعل ذوى العقول است از اين جهت صيغه جمع ذوى العقول از براى آنها ايراد نموده وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ از صيغه قلب است زيرا كه حروف اين كلمات را اگر منقلب سازند عين مقلوب منه خواهد بود و عياشى در تفسير خود باسناد صحيح از اشعث بن حاتم روايت كرده كه او گفت من در خراسان بودم در وقتى كه امام على ابن موسى الرضا عليه السّلام و فضل بن سهل و مامون در مرو با هم مجتمع شده بودند و از هر نوع سخن در آن مجلس ميگذشت امام رضا عليه السّلام توجه به اهل مجلس كرد و گفت كه مردى از بنى اسرائيل در مدينه از من سؤال كرد كه اول روز مخلوق شده يا شب شما در اين باب چه مىگوييد ايشان گفتند ما علم اين مسئله نداريم پس فضل گفت يا بن رسول اللَّه جواب اين را بيان فرما و طوق منتهى در گردن ما افكن فرمود كه از قرآن گويم يا از حساب گفت از هر دو آن حضرت فرمود كه اما از جهت حساب پس بدانكه طالع دنيا سرطان بوده در وقتى كه كواكب در موضع شرف ارتفاع بودند پس زحل در ميزان بود و مشترى در سرطان و شمس در حمل و قمر در ثور و اين