تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٤ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٥٠ تا ٦٩
دين خود را يعنى در صورت آنها باشند كه مخلصانند چه ياد نكنند مگر خداى را و در كشف آن شدت پناه جز بوى نبرند و غير او را در كشف آن شريك او نسازند از اصنام بجهت علم ايشان بآنكه كاشف آن شدايد نيست مگر او و در تسميه ايشان بمخلصين ضربى از تهكمست فَلَمَّا نَجَّاهُمْ پس آن هنگام كه نجات دهد خداى ايشان را از غرق در بحر و بسلامت ايشان را از دريا بيرون آورد إِلَى الْبَرِّ بسوى دشت كه خشگيست إِذا هُمْ آن هنگام ايشان يُشْرِكُونَ شرك آورند يعنى بازگردند به عادت خويش لِيَكْفُرُوا لام كى است يعنى شرك آورند تا كافر شوند بجهت شرك خود بِما آتَيْناهُمْ به آنچه داديم ايشان را از نعمت نجات وَ لِيَتَمَتَّعُوا و تا بر خوردار شوند باجتماع بر عبادت اصنام و تواد و محابت ايشان بر آن و يا برخورند از زندگانى اينجهان و التذاذ يابند به آن بر خلاف عادت مؤمنان مخلص چه عادت ايشان آنست كه چون حقتعالى ايشان را از مثل اين نجات دهد بشكر گذارى نعمت نجات مشغول شوند و آن را ذريعه ازدياد طاعت گردانند نه تمتع و تلذذ و ميتواند بود كه لام امر باشد براى تهديد و خذلان و تخليه يعنى بايد كه كافر شوند بنعمت نجات و برخوردار گردند از اتفاق بپرستش بتان و يا از حيات دنيوى فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانند عاقبت كار خود را بوقت عقوبت و بنا بر تفسير ثانى آيه مانند آيه ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ است و بعد از آن بر سبيل منت و تذكير نعمت و توبيخ ايشان بر عدم ايمان فرموده كه أَ وَ لَمْ يَرَوْا آيا نديدند اهل مكه و ندانستند استفهام براى تقرير است يعنى البته دانستند أَنَّا جَعَلْنا آنكه ما گردانيديم شهر ايشان را كه مكه است حَرَماً آمِناً حرمى با ايمنى يعنى بر نحوى كه اهل آن ايمنند از قتل و غارت و ساير تعدى وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ و حال آنكه ربوده ميشوند مردمان مِنْ حَوْلِهِمْ از گرداگرد ايشان يعنى در حوالى بلد ايشان مردمان را ميكشند و اسير ميكنند و غارت ميكنند و كسى معترض ايشان نميشود با وجود قلت ايشان و كثرت اعراب أَ فَبِالْباطِلِ آيا بعد از اين نعمت ظاهره و غير آن از نعم كه بر آن قدرت ندارد مگر خدا بباطل كه بتانند و يا شياطين يُؤْمِنُونَ ميگروند وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ و بنعمت خدا يعنى بچنين نعمتى ظاهر كه تمكنست در حرم و ايمنى از خوف قتل و سبى و اسر يَكْفُرُونَ كافر ميشوند بجهت آنكه غير او را باو شريك ميسازند يعنى دليل كفران نعمت شرك ايشانست تقديم