تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٦ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
سالفه بگذريد و تفكر كنيد كه ايشان با وجود قوت و قدرت و شوكت و جسامت آفريده خدا بودند و بجهت كفر و عناد ايشان را مستاصل ساخت و هر كه بر اين قادر باشد بر اعاده نيز قادر خواهد بود كما قال ثُمَّ اللَّهُ پس خداى يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ ظاهر گرداند و پديد آورد آفريدن ديگر را بعد از آفريدن اول كه آن ابداء است چه ابداء و اعاده دو نشئهاند از حيثيت آنكه هر يك اختراع و اخراج است از عدم پس هر گاه ديديد و دانستيد كه خالق همه در ابتدا اللَّه است حجت لازم شد بر شما در اعاده و بضرورة دانستيد كه آنكه مبدىء خلايقست ميتواند كه معيد ايشان باشد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيز از بدو اعاده و ساير امور ممكنه قَدِيرٌ دانا است بجهت آنكه قدرت صفت ذاتى او است و ذات او نسبت بهمه ممكنات يكسانست پس چون بر نشاء اولى قادر است هر آينه از نشأة آخرت عاجز نخواهد بود ابراز اسم اللَّه در ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ با ايقاع آن بر طريق مبتدا بعد از اضمار آن در بدا الخلق با آنكه قياس مقتضى عكس آنست جهت دلالتست بر آنكه مقصود بيان اعاده است چه هر كه عارف باشد بقدرت او بر ابداء لازم او است كه حكم كند بقدرت او بر اعاده چه اين اهونست از ابداء پس بجهت دلالت و تنبيه بر اين معنى ابراز اسم اللَّه كرده و آن را مبتدا ساخته و كلام در عطف ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ بر طريق عطف ثم يعيد است كه مذكور شد يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ عذاب ميكند از روى عدل هر كه را خواهد تعذيب او را از اهل معصيت وَ يَرْحَمُ مَنْ يَشاءُ و مىبخشد بر وجه فضل هر كه را خواهد بخشش او را بتوبه يا از روى فضل وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ و بحكم او باز گرديده خواهيد شد در روز جزا يعنى اى منكران بعث شما را رد خواهد كرد بحال حيات در آخرت كه در او مالك نفع و ضرر نيست مگر او و گفتهاند عذاب بخذلان است و رحمة بتوفيق و در كشف آورده كه عذابش از روى عدلست و رحمتش از راه فضل هر كه را خواهد با وى طريقه عدل مرعى داشته از پيش براند و هر كه را خواهد با وى فضل نمايد و بلطف خويش او را بخود بخواند و در زاد المسير آورده كه عذاب بزشت خوئيست و رحمت بخوش خلقى و نزد بعضى عذاب و رحمت بميل دنيا است و بترك آن و يا بحرص و قناعت و يا بمتابعت معصيت و ملازمت سنة ريا بتفرقه خواطر و جمعيت دل و قشيرى گفته كه عذاب بآنست كه بنده بخود گذاشته شود و رحمت بآنكه حقتعالى بخود متكفل كار او شود و ميتواند بود كه منكران بعث بابراهيم گفته باشند كه هر گاه عذاب در دنيا نباشد پس ما باك از