تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٠ - سوره الروم(٣٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
بدعتند و تابع هواى خود من از ايشان بيزارم و ايشان از من بيزار وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ و چون برسد آدميان را ضُرٌّ سختى از فقر يا بيمارى يا مطلق شدت و حوادث و وقايع و گويند كه اين عام است مر همه آدميان را كه چون بشدتى در مانند دَعَوْا بخوانند بتضرع و زارى رَبَّهُمْ پروردگار خود را مُنِيبِينَ إِلَيْهِ در حالتى كه باز گشتگان باشند بسوى او بر وجه اخلاص و منقطع از دعاى غير او ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ پس چون بچشاند يعنى اعطاء فرمايد خدا ايشان را مِنْهُ از نزديك خود رَحْمَةً بخششى از آسانى يا صحت و يا توانگرى يا دفع هر حادثه و بليه و ايشان از آن شدت باز رهند إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ آن گاه گروهى از ايشان بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ بپروردگار خود شرك آورند يعنى در مقابله نجات عود كنند بعبادت غير خدا كه بر خلاف مقتضاى عقلست چه در مقابله آن شكر منعم بايد كرد ايشان باو نگروند و شرك آورند كما قال لِيَكْفُرُوا لام از براى عاقبت است كقوله لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً يعنى تا سرانجام نجات ايشان اين باشد كه كافر باشند بِما آتَيْناهُمْ بآنچه عطا كرديم ايشان را از نعمت عافيت و گويند لام امر است از براى تهديد لقوله فَتَمَتَّعُوا يعنى پس بايد كه نگروند بآنچه ايشان را دادهايم از عاقبت و كفران آن نمايند پس برخوريد و تمتع گيريد التفات از غيبت بخطاب بجهت مبالغه است يعنى اى اهل كفر و كفران از دو سه روزه نعم دنيويه محفوظ و متمتع شويد فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانيد سرانجام تمتع خود را كه عقوبت اخروى باشد و مانند اين است اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ أَمْ أَنْزَلْنا استفهام مستانفست و متضمن اضراب يعنى آيا فرستادهايم عَلَيْهِمْ بر كافران سُلْطاناً كتابى يا حجتى كه بآن متسلط شوند بر مذهب خود و گويند سلطان بمعنى ذا سلطان است يعنى پيغمبرى يا فرشته كه با او برهان باشد فَهُوَ پس آن رسول يا آن ملك يَتَكَلَّمُ سخن كنند بآن كتاب يا حجت تكلم نمايد باين معنى كه وضوح دلالت آن بر او است بر وجهى كه گوييا ناطقست بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ بصحت امرى كه هستند كه بسبب آن شرك مىآرند يا ماء مصدريه است يعنى دليل بود بر اشراك ايشان و صحت آن مراد آن است كه ايشان قادر نيستند بر تصحيح دين خود بدليلى و حجتى كه بآن متسلط شوند و چون حقتعالى