تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٨ - سوره يس(٣٦) آيات ١ تا ٩
بتو ارزانى دارم پس هر كه را شفاعت كند و هر چه طلب نمايد خداى تعالى باجابت مقرون سازد و اصلا حساب او نكند و بهيچ خطيئه او را مؤاخذه ننمايد اهل محشر گويند كه سبحان اللَّه هرگز از اين بنده صغيره در وجود نيامده تا بآن مؤاخذه شود بعد از آن خداى تعالى او را از رفقاء سيد انبياء صلّى اللَّه عليه و آله گرداند و او را در بهشت عدن جاى دهد و چه ارتباط اين سوره بما تقدم آنست كه اختتام سوره الفاطر در ذكر اقسام كفار است بايمان آوردن گاهى كه نذيرى به ايشان آيد و اين سوره در بيان آنست كه ايشان ايمان نياوردند با آنكه نذير بايشان آمد آوردهاند كه كفار مكه گفتند كه اى محمد (ص) تو فرستاده خدا نيستى و آنچه مىگوييد از پيش خود اختراع مىكند و بخدا نسبت ميدهى حق سبحانه و تعالى بجهة رد قول ايشان فرمود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يس از امير المؤمنين صلوات اللَّه منقولست كه يس اسمى است از اسماى سيد انبياء (ص) و نيز محمد بن مسلم از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت را دوازده اسم است از آن جمله در قرآن پنج اسم واقع شده محمد و احمد و عبد اللَّه و نون و يس و اينكه اهل البيت را آل يس ميگويند تاييد اين قول ميكند و بعضى از علما گفتهاند كه يس از اسماى قرآنست و يا نامى است از نامهاى الهى و گويند كه اسم اين سوره است و حديث
ان اللَّه تعالى قرأ طه و يس قبل أن خلق السموات و الارض بالف عام
مقوى اين قولست و بعضى ديگر گفتهاند كه سين اشارتست بسويت اعتدالية حضرت رسالت (ص) چه عدالت حقيقى مخصوص بآن جناب است و رايحه اينمضمون از قلب القرآن يس استشمام ميتوان نمود و بعضى ديگر بر آنند كه معنى او يا انسان است بلغت طى و در اصل يا انيسين بوده بجهة كثرة ندا اقتصار بر شطرى از آن نمود چنانچه در ايمن اللَّه كه من اللَّه و م اللَّه گويند و چون در كلام عرب گاهست كه كلمه را بحرفى تعبير مىكنند چنانچه در قد قلت لها قفى فقالت لى قاف يعنى وقفت يس محتمل است كه سين اشاره بكلمه سيد باشد و يا حرف ندا و حديث انا سيد ولد ادم مؤيد اينمعنى است و لهذا از ابو بكر وراق روايت كردهاند كه پس بمعنى يا سيد الاولين و الاخرين است يعنى اى بهترين جميع موجودات وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ بحق اين قرآن محكم و استوار از تطرق ببطلان و شايبه نقصان يا خداوند حكم يا ناطق بحكمه مانند حى و ميتواند بود كه وصف بصفت متكلم باشد يعنى كلام خداوند حكيم يا حكم كننده بحق ميان جميع عالميان كه إِنَّكَ بدرستى كه تو بى شك و شبهه لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ از جمله آن كسانى كه