تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٥ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
موجب سجده باشد و اگر نه لازم آيد كه در اين سوره سجده واجب نباشد بجهت آنكه بر صيغه امر واقع نشده و در سوره حج واجب باشد بجهت اتيان آن بصيغه امر و حال آنكه قايلند بعكس اين در جواب گوئيم كه در اين سوره اگر چه لفظ سجده بصيغه امر واقع نشده لكن سجده آن علامت كمال ايمانست كه مشعر است بر وجوب آن و اما در سوره حج مراد بآن سجده صلوتست بدليل اقتران آن بركوع پس آن در نماز واجب باشد و نزاع مادر سجوديست كه در غير نماز باشد و سجده كه ما عداى عزايم اربعست مندوبست بجهت اصاله برائة از وجوب و قول صادق (ع) كه مذكور شد و اين سجدات مندوبه در يازده موضعست اعراف و رعد و نحل و بنى اسرائيل و حج در دو موضع و فرقان و نمل و ص و اذا السماء انشقت و نزد شافعى همه سجدات مسنونند و در سوره ص اسقاط ندبية آن كرده و نزد ابو حنيفه همه واجبند و در موضع دوم از سجده سوره حج اسقاط سجده نموده پس همه سجدات قرآنى نزد شافعى و حنفى چهارده باشد و بدان كه واجبست در سجدات عزايم اربع وضع جبهه و سجود بر اعضاى سبعه اما طهارت و ذكر و تشهد و تسليم و استقبال بر قول اقوى واجب نيست اما ذكر در او مندوبست و صورت ذكر آن بر اين وجهست كه صدوق روايت كرده در امالى و آن اينست كه
لا اله الا اللَّه حقا حقا لا اله الا اللَّه تعبدا و رقا لا اله الا اللَّه ايمانا و صدقا سجدت لك يا رب تعبد او رقا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ضعيف ذليل خائف مستجير
انتهى كلام صاحب الكنز از انس روايتست كه منازل بعضى از انصار از مسجد سيد ابرار دور بود چون نماز شام با آن قدوه انام بجماعت ادا كردند هم چنان تا بوقت اداى عشا در مسجد توقف نموده نماز گذاردندى و بمنازل خود رفتندى تا دولت نماز خفتن را بجماعت با آن حضرت دريابند و حق سبحانه و تعالى در شان ايشان فرمود كه تَتَجافى دور ميشود جُنُوبُهُمْ پهلو هاى ايشان عَنِ الْمَضاجِعِ از خوابگاهها يَدْعُونَ رَبَّهُمْ در حالتى كه ميخوانند پروردگار خود را خَوْفاً بجهت ترس از خشم و غضب او وَ طَمَعاً و بجهت اميد در رحمت او ابو دردا (رض) روايت فرموده كه آيه در شان جمعيست كه نماز عشا و صبح را بجماعت گذاردند و اكثر بر آنند كه آيه در شان متهجدان و شب خيز انست كه چون پرده شب فرو گذارند و جهانيان سر ببالين غفلت نهند ايشان پهلو را از بستر گرم و فراش نرم برداشته بر هر دو قدم بنماز بايستند و در شب دراز با حضرت كار ساز راز گويند و اين قول مجاهد و حسن و عطا است و مروى از ابى جعفر (ع) و ابى عبد اللَّه (ع) و واحدى باسناد خود از معاذ ابن جبل نقل كرده كه گفت با جمعى در سفر غزوه تبوك با رسول (ص) بوديم و از شدت حرارت و تاب آفتاب بيتاب شده بوديم و بجهت اين هر جمعى ملتجى بموضعى شدند و من با رسول خدا (ص) در موضعى كه اقرب بوى