تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٧ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
كه
قيام العبد فى الليل
يعنى مراد باين قيام بنده است در شب براى اداى طاعت و وظايف عبادت در انوار از حضرت رسالت (ص) روايت كرده كه چون روز قيامت خلق اولين و آخرين را جمع كنند منادى بآواز بلند بر وجهى كه همه خلايق بشنوند ندا كند كه
سيعلم اهل الجمع اليوم من اولى بالكرم
زود باشد كه بدانند اهل جمع امروز كه كى اولى بكرم و احسانست و باز ندا كند كه ليقم الذين كانت تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ پس جمعى برخيزند و ايشان بسيار اندك باشند و ديگر باره ندا كند كه و ليقم الذين كانوا الا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللَّه پس گروهى برخيزند و ايشان اندك باشند و يك بار ديگر ندا كند كه ليقم الذين كانوا يحمدون اللَّه فى الباساء و الضراء پس برخيزند جمعى اندك آن گاه همه اين طوايف را ببهشت برند بعد از آن حساب ساير مردمان كنند مالك ابن دينار گويد كه انس ابن مالك را از اين پرسيدم گفت مراد جماعتىاند از اصحاب رسول (ص) كه ميان نماز شام و خفتن نماز گذاردندى و عبد اللَّه عمر روايت كرده كه رسول (ص) فرمود كه هر كه او ميان نماز شام و خفتن بتعقيب مشغول شود حقتعالى براى او دو كوشك بنا كند هر يكى يك ساله راه باشد و از قتاده نيز نقلست كه آن جماعت آنانند كه ميان نماز شام و خفتن نماز گذارند و اين نماز را نماز اوابين گويند و آن ساعت را ساعت غفلت خوانند و هر دعا كه ميان نماز شام و خفتن كنند مستجاب بود هشام ابن سالم از ابو جعفر (ع) روايت كرده كه هر كه در ميان نماز شام و خفتن دو ركعت نماز بگذارد و در ركعت اول فاتحة الكتاب و آيه وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً الى قوله نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ و در دوم فاتحه و آيه وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ تا آخر آيه و در قنوت آن دست بردارد و بگويد
اللهم انى اسئلك بمفاتح الغيب التي لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد اللهم انى انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسئلك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا
هيچ حاجت نخواهد مگر كه باجابت مقرون گردد حاصل كه حقتعالى وصف اهل ايمان فرموده كه ايشان بجهت شوق بعبادت حضرت عزت ترك استراحت مينمايند بجهت خوف عقاب و طمع ثواب و پيوسته او را ميخوانند وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ و آنچه روزى دادهايم و عطا فرمودهايم ايشان را يُنْفِقُونَ نفقه ميكنند در وجوه خير يعنى بشب بر درگاه ما عرض نياز و گدايى مى كنند و به روز در راه ما بفرياد اهل نياز و گدايان ميرسند بعد از آن بجهت ترغيب و تحريص اهل ايمان در طاعت بدنى و مالى بيان جزاى ايشان ميكند بقوله فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ پس نميداند هيچ نفسى نه ملك مقرب و نه نبى مرسل ما أُخْفِيَ آنچه پنهان داشته شده است لَهُمْ براى پهلو تهى كنندگان از خواب گاه و انفاق نمايندگان بر وجه مرضات اللَّه مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ از روشنى چشمهاى يعنى چيزى كه بدان چشمها