تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٢ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١٠ تا ١٩
ميوههاى درخت اراك تلخ و بد طعام چه خمط هر گياهيست كه در نهايت تلخى باشد و گويند خمط شجر عضا است و گويند هر درخت خار دار كه ميوه تلخ داشته باشد و زجاج گفته كه خمط هر نباتى است كه مرارت آن بر وجهى باشد كه آن را نتوان خورد و در كلام مضاف محذوفست اى ذواتى اكل اكل خمط پس مضاف محذوف گشته و مضاف اليه در مقام آن واقع شده و يا آنكه خمط صفة اكل است باعتبار بشاعة ان كانه قيل اكل بشع و يا آنكه عطف بيان است و قوله وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ معطوفست بر اكل نه بر خمط زيرا كه اثل طرفاء است و ثمر ندارد يعنى دو باغ كه خداوند شوره گز بود و چيزى از درخت كنار كه اندك بود يعنى آن شورهزارهاى اندك كه ميوه كنار داديم تا ياد كنيد ميوههاى فوت شده را و تسميه چنين موضعى بجنت بطريق مشاكله است كما قال اللَّه تعالى وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ و قوله فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ الخ قتاده گفته كه در آن دو جنت بهترين اشجار بود و حقتعالى بجهت اعمال ايشان آن را ببدترين اشجار بدل فرموده كما قال ذلِكَ آن عذاب عاجل جَزَيْنهُمْ پاداش داديم ايشان را بِما كَفَرُوا بسبب آنكه كفران نعمت ورزيده بر سل ما كافر شدند ما مصدريه است يعنى بسبب كفران ايشان بنعمت ما يا كافر شدن ايشان بسيزده پيغمبران و نگرويدن بايشان وَ هَلْ نُجازِي و آيا عقاب كرده شود بمثل آنچه مذكور شد إِلَّا الْكَفُورَ مگر ناسپاس كه در كفران يا كفر بنهايت رسيده باشد و حفص نجازى بفعل متكلم مىخواند و كفور را منصوب ميسازد بمفعوليه آن يعنى آيا پاداش ميدهيم مگر ناسپاس را و بر هر تقدير هل براى انكار است يعنى اين نوع عذاب را پاداش نميدهيم مگر اهل كفران و كفر را و چون جزا عام است مر مؤمن و كافر را و مجازات خاصه كفار از اينجاست كه در اين مقام اختيار نجازى بر يجزى كرده و جمعى از جمهور باين آيه استدلال كردهاند بر آنكه مرتكب كبيره كافر است و اين استدلال غير سديد است زيرا كه حقتعالى در اين آيه بيان فرموده كه جزا داده نميشود باين نوع عذاب كه استيصال است مگر كافر و جايز است كه عذاب فاسق بغير اين نوع باشد و گويند معنى آنست كه جزا داده نميشود بجميع سيئات مگر كافر زيرا كه حقتعالى تكفير بعضى از سيئات مؤمن ميكند و ابو مسلم بر اينوجه تفسير كرد كه تقاضا كرده نشود و ارتجاع نموده نشود آن چيزى كه داده شده باشد ببنده مگر بكافر كه كفر او مقتضى آنست كه آنچه باو عطا نموده شده ارتجاع كنند و بنا بر اين مجازات كه از يجازى ماخوذ است بمعنى تقاضى باشد آوردهاند كه بقاياى سبا نزد پيغمبر خود آمدند گفتند شناختيم پروردگار خود را و دانستيم كه جميع نعم از جانب او است اگر بعد از اين نعمتى بما ارزانى فرمايد