تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٩ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
بيرون آورده از صلب مِنْ ماءٍ مَهِينٍ از آبى ضعيف و خوار يعنى نطفه كه در نهايت حقارت و مهانت است و تسميه ذرية بنسل بجهت آنست كه كه ايشان منسولند يعنى منفصل و مخرج از ارو نحوه قولهم (للولد) سليل و انجيل و تسميه نطفه بسلالة بجهت انسلال آنست از صلب ثُمَّ سَوَّاهُ پس تسويه و تقويم فرمود او را بتصوير اعضاى او يعنى قالب او را براستتر و خوبتر وجهى بياراست وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ و دميد در او از روح خويش اضافه روح بخود بجهت تكريم و تشريف آدمست و اظهار اينكه وى مخلوقى شريف و عجيب است و او را شان و مرتبهايست كه مناسبت دارد بحضرت ربوبيت و بجهت اينست كه حضرت امير المؤمنين (ع) فرموده كه
من عرف نفسه فقد عرف ربه
و يا بجهت اشعار بآنكه عجايب و غرايب در ذات او بر وجهيست كه هيچكس بكنه آن راه نميبرد مگر او سبحانه كقوله وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي كانه قال و نفخ فيه من الشيء الذى اختص هواه و بمعرفته و بعد از آن خطاب بذريه او كرده ميفرمايد وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ و گردانيد يعنى آفريد براى شما گوش را كه ميشنويد وَ الْأَبْصارَ و ديدها تا مىبينيد وَ الْأَفْئِدَةَ و دلها تا در مىيابيد قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ در زمان اندك سپاسگزارى ميكنيد و يا شكر ميكنيد شكرى اندك بر چنين نعمتها يعنى چنان كه بايد و سزد بشكر گذارى اين نعم قيام نمينمائيد و ما زايده است براى تاكيد قلت و يا مصدريهاى زمانا قليلا با شكرا قليلا شكركم
وَ قالُوا و گفتند منكران بعث چون ابى ابن خلف و امثال آن از روى انكار و جحود إِذا ضَلَلْنا آيا چون گم شويم فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى خاك شويم و با زمين آميخته گرديم چنان كه اعضاى ما از اجزاى خاك متميز نباشد و يا غايب گرديم در زمين بدفن اول ماخوذ است از (يضل الماء فى اللبن اذا لم يتميز اجزائه) و دوم از ضلت الدابة اذا غابت أَ إِنَّا تكرير استفهام براى مبالغه است در انكار يعنى آيا ما اين هنگام كه با خاك برابر شده باشيم و يا در آن پنهان گشته لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ در آفرينش تو خواهيم بود يعنى هرگز ما مبعوث نشويم بعد از آنكه خاك گشته باشيم و قوله اذا ضللنا متعلقست به نبعث او نجد خلقا كه دال است بر آن قوله أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بلكه ايشان بِلِقاءِ رَبِّهِمْ برسيدن بجزاى پروردگار خود در آخرت كافِرُونَ ناگرويدگانند و بتلقى ملك الموت و بعث و آنچه بعد از آنست از ثواب و عقاب و غير آن ايمان ندارند اين اضرابست از