تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٥ - سوره يس(٣٦) آيات ١٠ تا ١٩
كيستند گفت شمعون وصى عيسى و اين هر دو از حواريان او و آن جوان كه از براى ايشان دعا ميكرد عيسى بود و اين قصه مذكور را عياشى به اسناد خود از ثمالى نقل نموده و او از امام محمد باقر و جعفر صادق عليه السّلام و به اينمنتهى ساخته كه اين ميت پسر ملك انطاكيه بود كه بعد از آنكه او را دفن كرده بودند بدعاى هر دو رسول زنده شد برخواست و خاك از سرش مىريخت و ميدويد ملك در عقب او مسارعت نمود چون به او رسيد گفت اى فرزند چيست حال تو گفت من در حالت موت دو مرد را ديدم كه در سجده افتادند و حيات مرا از خداى درخواستند ملك گفت اگر آن هر دو را ببينى خواهى شناخت گفت آرى پس امر كرد تا همه بصحرا آيند و چنين تعيين نمود كه يكى از رسولان پيشتر بيايد و بعد از آنكه خلق بسيار آمده باشند يكى ديگر بيايد تا بداند كه پسرش علم بمعرفت ايشان دارد يا نه و چون رسول اول آمد پسر گفت يكى اينست و بعد از آنكه ديگرى بر طريق مذكور رسيد گفت يكى ديگر اينست اينسخن در ملك اثر كرد و نزد اينحال شمعون با آن هر دو رسول زبان بدعوت گشادند فَقالُوا پس گفتند إِنَّا إِلَيْكُمْ بدرستى كه ما بسوى شما مُرْسَلُونَ فرستاده شدگانيم از نزد عيسى روح اللَّه و بقصد هدايت شما به اينصوب توجه نمودهايم ملك با قوم خود ايمان آوردند و غير ايشان از مردمان شهر به ايشان نگرويدند و در مقام خصومت در آمده قالُوا گفتند كه ما أَنْتُمْ نيستيد شما إِلَّا بَشَرٌ مگر آدمى مِثْلُنا مانند ما در كيفيت و صورت و اكثر صفات پس بچه مزيت شما را برسالت مخصوص ساختهاند وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ و نفرستاده است خداى تعالى مِنْ شَيْءٍ هيچ چيز از وحى و رسالت إِنْ أَنْتُمْ نيستيد شما إِلَّا تَكْذِبُونَ مگر كه دروغ مىگوييد در دعوى رسالت ايشان نميدانستند كه حق سبحانه از براى تبليغ رسالت از اهل صلاح هر كه را كه حكمت و مصلحت او مقتضى آنست اختيار ميكند و لهذا زبان باين تكلم گشادند و رسولان چون استماع اينكلام نمودند قالُوا گفتند بعد از اقامة حجت و اظهار معجزه رَبُّنا پروردگار ما يَعْلَمُ إِنَّا ميدانيد كه بتحقيق ما إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ بسوى شما فرستادگانيم مزيد لام تأكيد در اينمقول و ترك او در مقول اول اعنى إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ بجهت آنست كه اول ابتداء اخبار است و ثانى جواب از انكار قوله ربنا يعلم جارى مجراى قسم است در توكيد و مثل اينست قولهم شهد اللَّه علم اللَّه وَ ما عَلَيْنا و نيست بر ما إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ مگر رسانيدن شما آشكارا و هويدا يعنى ما از عهده كار خود بدر آمديم و پيغام رسانيديم و بر وفق آن معجز نموديم اگر شما بسبب جحود و عناد نظر در اين معجزات ظاهره و حجج