تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٠ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
قول ايشان و انكار بعث بآنچه ابلغست در كفر كه آن انكار و جحود ايشانست بجميع آنچه باشد در عاقبت از بعث و ثواب و عقاب و حساب و انطاق جوارح و صراط و ميزان و غير آن از احوال آن جهان و لهذا بعد از اين مخاطب شدهاند بتوفى ملك الموت و بعد از آن برجوع ايشان بپروردگار عالميان و مبعوث شدن ايشان براى حساب و جز او غير آن كما قال قُلْ بگو اى محمد (ص) بايشان يَتَوَفَّاكُمْ فرا گيرد روح شما را و استيفاء نفوس همه شما كند بر وجهى كه هيچكس را از شما باقى نگذارد مَلَكُ الْمَوْتِ فرشته مرگ كه عزرائيل است الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ آن فرشته كه موكل و بر گماشته شده است بر شما بقبض ارواح شما و احصاى آجال شما فى الكشاف يقال (توفيت حتى من فلان و استوفيته اذ اخذته وافيا كملا من غير نقصان و التفعل و الاستفعال يلتقيان مى مواضع منه تقضيته و استقضيته و تعجلته و استعجلته) پس توفى بمعنى استيفا باشد و چون ملك الموت استيفاى نفوس شما كند ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ پس بسوى آفريدگار خود تُرْجَعُونَ باز گرديده شويد براى حساب و جزا و اسناد رجوع بندگان بخود بجهت تفخيم و تعظيم حال است از بعث و جزا و صاحب كشاف گفته كه عزرائيل ارواح را بخواند و جواب دهند پس اعوان خود را بقبض آن امر نمايد و از مجاهد نقل است كه همه زمين نزد ملك الموت مانند طشتى است از هر جا كه خواهد تناول تواند نمود و از قتاده روايت كردهاند كه ملك الموت قبض ارواح كند بمصاحبت اعوان و انصار از ملائكه و در تفسير ابو الليث مذكور است كه ملك الموت را روئيست از آتش كه بدان روى بر كافران ظاهر گردد و روح ايشان را قبض كند و رويى دارد از ظلمة كه بدان روح منافقان را فرا گيرد و رويى دارد مشابه روى آدميان كه بدان روح مومنان را توفيه كند و روئيست او را از نور كه بدان ارواح انبيا و صديقان قبض نمايد و اعوان او ملائكه رحمة و عذابند و در خبر است كه رسول فرمود كه در شب معراج چون مرا بآسمان بردند همه فرشتگان بر روى من خنديدند و اظهار بشاشت ميكردند فرشته ديدم در ميان ايشان با هيبت تمام و لوحى در دست گرفته در وى نگاه ميكرد من بر او سلام كردم جواب سلام من باز داد و در روى من تبسم نكرد گفتم اى جبرئيل اين فرشته چه كس است جواب داد كه ملك الموتست تا خدا او را آفريد هرگز نخنديده پس بنزديك وى رفتم و گفتم اى ملك الموت يك ساعت چگونه بهمه جهان احاطه نمايى گفت اين جهان در پيش من مانند خانيست كه در پيش كسى نهاده باشند و دستش بهر جا كه خواهد رسد و با وجود اين مرا اعوان هستند از فرشتگان رحمت و عقوبت هر جا كه خواهم ايشان را ميفرستم گفتم اين لوح چيست گفت بر اين لوح نام كسانيست كه اجال ايشان در اين سال منقضى خواهد شد و من در آن مينگرم تا هر كه را وقت اجل درآمده