تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٩ - سوره القصص(٢٨) آيات ٧٠ تا ٧٩
جهت حرف عطف بر او داخل نشده سُبْحانَ اللَّهِ منزه و مبرا است خدا از آنكه كسى را بالاى اختيار او اختيارى باشد و او را شريكى در خلق و اختيار اصلح باشد و جرات نمايد در اختيار كردن آنچه او اختيار نفرموده وَ تَعالى و بلند مرتبه و برتر است عَمَّا يُشْرِكُونَ از مشاركت آنچه شرك مىآورند بوى عبده اصنام و شريك وى مىگيرند و مىتواند بود كه ما مصدرية باشد يعنى متعاليست از اشراك ايشان بعد از آن اقامت حجت مىفرمايد بر صحت اختيار خود بقوله وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ و آفريدگار تو ميداند ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ آنچه ميپوشد سينههاى ايشان يعنى آنچه پنهان ميدارند از عداوت پيغمبر و كينه مؤمنان وَ ما يُعْلِنُونَ و آنچه آشكارا ميسازند از طعن در نبوت و تكذيب قرآن يعنى سر و جهر همه نزد او يكسانست و چون كه بغير او كسى عالم بباطن و ظاهر عباد نيست پس متفرد خواهد بود در خلق و اختيار اصلح و مبرا از شريك و منازع در ذات و صفات
آنكه بجهت تاكيد اين معنى ميفرمايد كه وَ هُوَ اللَّهُ و او است خدا لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى بسزا نيست مكر او اين تقرير هو اللَّه است لَهُ الْحَمْدُ مر او راست ستايش و مدح و ثنا فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ در اين سر او در آن سرا زيرا كه مولى و منعم نعم عاجل و اجل او است نه غير او و لهذا اهل ايمان هم چنان كه در دنيا حامد و ثناگر اويند در آخرت نيز حامد او خواهند بود و قايل اينكه الحمد للَّه الذى اذهب عنا الحزن و الحمد للَّه الذى صدقنا وعده و الحمد للَّه رب العالمين بجهت ابتهاج بفضل او و التذاذ بحمد او وَ لَهُ الْحُكْمُ و مر او را است كار گذارى و فرمانروايى ميان بندگان و تميز ميان حق و باطل و يا حكم بمغفرت و فضل براى اهل طاعت و به شقاوت و ويل براى اهل معصيت وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى جزاى او باز گرديده خواهيد شد در روز نشور و بر وفق عمل همه را سزا و جزا خواهد داد بعد از آن بيان توحيد و قدرت خود ميكند بقوله قُلْ بگو اى محمد (ص) منكران توحيد و قدرت را أَ رَأَيْتُمْ آيا مىبينيد و مىدانيد و اين جمله خبريه بمعنى انشائيه است اى اخبرونى يعنى خبر دهيد بمن اين را كه إِنْ جَعَلَ اللَّهُ اگر گرداند خدا عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ بر شما شب را سَرْمَداً پاينده إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تا روز رستخيز يا آنكه آفتاب را در تحت الارض ساكن گرداند تا بر حوالى افق غابر حركت دهد مَنْ إِلهٌ كيست خدايى غَيْرُ اللَّهِ بجز از خداى بحق كه از