تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٦ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
مقابل داعيست بخدا بتيسير و تسهيل او چه هر كه توكل بر خدا كند حقتعالى كارهاى دشوار وى را آسان گرداند و كفايت او سبحانه در امر موكول مقابل سراج منير است چه هر كه حقتعالى اناره برهان او كرده باشد بر جميع خلقان سزاوار انست كه امر او را كفايت كند از جميع ايشان و اللَّه اعلم بحقايق الامور و بعد از عرض امتنان بر مؤمنان و بيان مزيت و شرف سرور عالميان باز نقل كلام در نسوان نموده ميفرمايد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آوردهايد إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ چون نكاح كنيد زنان گرويده را ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَ پس طلاق دهيد ايشان را مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَ پيش از آنكه مس كنيد مس كناية است از مباشرت يعنى قبل از مباشرت و مواقعه فَما لَكُمْ پس نيست شما را عَلَيْهِنَ بر زنان مطلقه مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها هيچ عده كه شمارند ايام آن را اعتداد بمعنى استيفاى عدد است ماخوذ است از عددت الدراهم فاعتدها كقولك كلته فاكتاله و وزنته فاتزنه يعنى استيفاى عدد بر ايشان نيست بلكه بعد از طلاق بدون استيفاى آن بشوهر ميتوانند رفت چه بجهت برائت رحم حقتعالى اسقاط عده فرموده از مطلقه قبل از دخول پس در روز طلاق متزوج بغير ميتواند شد و اگر در عقد نكاح ذكر مهر نكرده باشد فَمَتِّعُوهُنَ پس متعه دهيد يعنى برخوردار سازيد ايشان را بچيزى و متعه بر وسع مرد است كقوله تعالى عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ نزد علماى ما وجوب متعه در عقديست كه ذكر مهر نشده باشد نه عقدى كه فرض مهر شده چه در اينقسم نصف مهر لازمست قبل از دخول و تفصيل اين در سورة البقره گذشته وَ سَرِّحُوهُنَ و رها كنيد و بگذاريد ايشان را سراجا جميلا رها كردنى و بگذشتنى نيكو يعنى بدون اضرار و ايذا ايشان را از منازل خود بيرون كنيد چه شما را قبل از مساس بر ايشان عده نيست تا در منزل خودتان جاى دهيد و گفتهاند سراج جميل آنست كه متعه زياده از نصف مهر المثل باشد و اين بر سبيل ندبست و آيه دليلست بر آنكه عده حقيست واجب مردان را بر زنان بجهة اسناد آن به رجال و دال بر آنكه طلاق قبل از نكاح درست نيست براى آنكه فرموده نكحتم ثم طلقتم و ثم موضوعست براى مهلت و تراخى حبيب ابن ثابت روايت كند كه شخصى نزد على ابن الحسين زين العابدين آمد و گفت يا بن رسول اللَّه من گفتهام كه فلانه دختر فلان بطلاقست از من روزى كه من او را بنكاح خود درآورم اگر بنكاح من درآيد طلاق واقع شده باشد فرمود كه نه زيرا كه حقتعالى ابتدا بطلاق نكرده بلكه اول ذكر نكاح كرد و بعد از آن ذكر طلاق در كريمه إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَ