تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٨ - سوره لقمان(٣١) آيات ١٠ تا ١٩
كه جميع نعم نيست مگر از جانب آن كسى كه هيچ نعمتى از او صادر نشده و يا ميان كسى كه خالق جميع كايناتست و ميان مخلوق وى و گويند ظلم در اصل لغت بمعنى نقص است و منع واجب پس هر كه شرك آرد بخدا منع آن چيزى ميكند كه واجب كرده است خدا بر او از توحيد و يا آنكه ظلم كرده است بر نفس خود بنقص و منع ثواب بجهت اشراك در خبر آمده كه پسر و زوجه او كافر بودند لقمان پيوسته موعظه و نصيحت ايشان ميكرد تا كه اسلام آوردند و بوحدانيت حق تصديق نمودند بدانكه چون حقتعالى تقديم امر نمود بشكر نعمت خود در عقب آن تنبيه كرد بر وجوب شكر گذارى براى والدين كه حقوق نعمت ايشان بر ولد بسيار است و فرمود وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ و وصيت كرديم يعنى فرموديم آدمى را بِوالِدَيْهِ بنيكويى پدر و مادر او و فرمانبردارى ايشان و شكر و احسان نمودن مر ايشان را و گويند مقارنه شكر والدين بشكر خود جهة آنست كه او خالق و منشى است و والدين واسطهاند در انشأ و تربيت و بعد از آن در بيان زيادتى نعمت مادر ميگويد كه حَمَلَتْهُ برداشت آدمى را يعنى فرزند را أُمُّهُ مادر او مدت بسيار سست ميشد در حمل او وَهْناً سست شدنى عَلى وَهْنٍ بر سست شدنى يعنى ضعفى بالاى ضعفى و ميتواند بود كه وهنا حال باشد بتقدير مضاف اى ذات وهن يعنى در حالتى كه خداوند ضعف بود بر بالاى ضعفى كه هميشه ضعف او متضاعف ميشد تا حين وضع نزد ابو مسلم مراد ضعف نطفه والد است بر ضعف نطفه ام و گويند ام بجهت آنكه ضعيف الخلقه است پس بجهت حمل ضعف او زياده ميشود و ابن عباس فرموده كه اى (شدة على شدة و جهدا على جهد) وَ فِصالُهُ و جدا كردن و باز گرفتن از شير فِي عامَيْنِ در مدت دو سال است يعنى بعد از ولادت فرزند را در عرض اينمدت شير داده و تربيت نموده پس حق حمل و رضاع و تربيت بر فرزند داشته باشد و مستحق شكر گذارى و احسان بود از او آيه دليلست بر آنكه اقصاى مدت رضاع دو سالست و قوله أَنِ اشْكُرْ لِي تفسير وصيت است يا علت آن يا بدل اشتمال از والدين يعنى وصيت كرديم و امر نموديم آدمى را كه شكر گوى و يا توصيت ما او را بجهة اين بود كه شكر كند و يا وصيت و امر فرموديم او را به اينكه شكر گوى مرا بحمد و طاعت وَ لِوالِدَيْكَ و مر پدر و مادر خود را به بر و صله إِلَيَّ الْمَصِيرُ بسوى حكم منست بازگشت همه و بر شكر و كفران همه را جزا خواهيم داد اين تهديد است در شرك و ذكر حمل و فصال در ما بين ذكر والدين معترضه است براى تاكيد توصيت در حق ام و لهذا شخصى از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله سؤال كرد كه من ابر با كه نيكويى كنم فرمود كه
امك ثم امك ثم امك
و بعد از آن