تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٨ - سوره السجده(٣٢) آيات ١ تا ٩
خود قرار گيرند و مراد بقوله فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ آنست كه حقتعالى روز قيامت را بر كافر مدت پنجاه هزار سال سازد چه مقامات در آن روز مختلف خواهد بود و نزد بعضى مراد (بالف سنة) زمان مسافت نزول و صعود است بآسمان دنيا كه آسمان اولست و بخميس الف سنة مقدار مسافت صعود و نزول بآسمان هفتم و اصح اينست كه الف سنة از براى نزول و عروجست در دنيا و خميس الف سنة از براى مدت قيامتست و بعضى ديگر تفسير آيه بر اينوجه كردهاند كه حق سبحانه تدبير مامور به ميكند از طاعات و اعمال صالحه و تنزيل آن مامور به مدبر مينمايد از آسمان بزمين بطريق وحى پس بندگان بآن عمل نميكنند و آن مأمور به صعود نميكند باو بر وجه اخلاص كه مراد و مرضى او باشد مگر در مدت متطاولة بجهت قلت اعمال و خلصاء آن و قلت اعمال صالحه چه باو صعود نميكند مگر عمل خالص و دل عليه قوله على اثره قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ و گويند مراد بامر وحيست و معنى اينكه حقتعالى تنزيل وحى ميكند با جبرئيل از آسمان بزمين و بعد از آن باو راجع ميشود جبرئيل بآنچه با او است از قبول وحى و يا رد آن در وقتى كه حقيقت هزار سال است زيرا كه مسافت ميان سما و ارض در صعود و هبوط هزار سالست چه ما بينهما پانصد ساله راهست نسبت بقطع مسافت آدمى چنان كه گذشت اما جبرئيل در يك روز طى اين مسافت ميكند ذلِكَ آن خدايى كه تدبير امر ميكند بر طريق مذكور عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ داناى پوشيده و پيدا است و پنهان و آشكارا يعنى داند امور دنيا و عقبى را يا عالمست بآنچه بوده باشد و خواهد بود پس تدبير همه چيزها ميكند بر وفق حكمت الْعَزِيزُ غالبست بر امر و تقدير الرَّحِيمُ مهربانست بر بندگان خود در تدبير الَّذِي آن خدايى كه أَحْسَنَ نيكو كرد كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ هر چيزى را كه آفريده است آن را يعنى بياراست آن را بر وجهى نيكو كه لايق و سزاوار بود بآن مقتضاى حكمت و وفق مصلحت چه هيچ شيئى خلق نفرموده مگر كه مرتبست بر آنچه حكمت مقتضى آن است و مصلحت موجب آن پس جميع مخلوقات حسن باشند اگر چه متفاوتند در صورت حسن كما قال لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ و در اين دلالت است بر آنكه كفر و قبايح جايز نيست كه آفريده او باشد مقاتل و سدى گويند كه احسن بمعنى علمست يعنى خداى كه قبل از خلق عالم بود به اينكه هر شيئى را چگونه خلق ميبايد كرد بر وجه احكام و اتقان كما
قال امير المؤمنين قيمة كل امرئ ما يحسنه
اى (ما يعلم) وَ بَدَأَ و آغاز كرد خَلْقَ الْإِنْسانِ آفريدن آدم را مِنْ طِينٍ از گل ثُمَّ جَعَلَ پس بيافريد نَسْلَهُ ذريه و فرزندان او را مِنْ سُلالَةٍ از خلاصه و نقاوه