تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٢ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١ تا ٩
واقع شده و اين مرويست از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) و در بعضى اخبار آمده كه جمعى منافقان گفتند كه (ما بال محمد يتزوج بنسائنا و لا يتزوج بنسائه) چرا محمد (ص) زنان ما را نكاح كند و ما زنان او را بنكاح خود در نياوريم حقتعالى بجهت رد قول ايشان فرمود كه ازواجه امهاتهم و ازواج اطهار رسيد ابرار امهات شما اند پس نكاح ايشان بر شما حرام باشد مرويست كه زنى عايشه را گفت يا امهاى مادر عايشه گفت (لست لك بام انما انا ام الرجال) من مادر تو نيستم بلكه من مادر مردانم و جايز نيست كه اخوان و اخوات و ازواج آن حضرت را از اخوال و خالات مؤمنين گويند از قتاده مرويست كه در صدر اسلام بهجرت و موالات و مواخات ميراث ميگرفتند و حقتعالى نسخ آن فرموده بقوله وَ أُولُوا الْأَرْحامِ و خويشاوندان بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ برخى از ايشان سزاوارترند در توارث فِي كِتابِ اللَّهِ در لوح محفوظ يا در آنچه فرستاده از قرآن يعنى آيه مواريث و يا در اين آيه و يا آنچه حقتعالى مكتوب و مفروض ساخته كقوله كتاب اللَّه عليكم و بر هر تقدير ايشان احقند بميراث مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گرويدگان يعنى انصار وَ الْمُهاجِرِينَ و از مهاجران كه پيغمبر با ايشان برادرى داده و يا از مؤمنان متراخى و از مهاجران مكه و مدينه اين بيان اولوا الارحام است يعنى اقربا از اين گروه مذكوره اولىاند از جانب مؤمنين و مهاجرين بلكه ميراثبرنداز يكديگر و ميتواند بود كه من از براى ابتداى غايت باشد يعنى اولوا الارحام بحق قرابت اولى بميراثند از مؤمنان بحق ولايت در دين و از مهاجران بحق هجرت آيه دليلست بر آنكه با وجود آيا و اولاد اخوان و اخوات را ميراث نميرسد زيرا كه آنها اقربند در طبقه اولى و همچنين طبقه ثانيه كه اخوهاند اقرب است از ثالثه كه عمومت و خؤلهاند پس اولى به ارث باشند از ثالثه و قوله إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا مستثنى است از اعم عام در معنى نفع و احسان كما تقول القريب اولى من الاجنبى الا فى الوصية باين معنى كه قريب احق است از اجنبى در هر نفع از ميراث و هبه و هديه و صدقه و غير آن مگر در وصيت پس معنى آيه آنست كه اولوا الارحام بعضى از ايشان اولىاند و احق ببعضى در جميع اموال شما مگر آنكه بكنيد إِلى أَوْلِيائِكُمْ با دوستان خود از مؤمنين و مهاجرين مَعْرُوفاً نيكويى يعنى وصيت كنيد بعضى از مال خود را براى هر كه دوست داريد و يا در حال حيات از اموال خود چيزى بدوستان خود بخشيد و تعديه تفعلوا بالى جهت آنست كه در معنى اعطاى نعمت و احسانست و ميتواند بود كه استثناى منقطع باشد و معنى اينكه ليكن فعل شما به اولياى مؤمنين و برادران دينى خود از آنچه معروف الحسن بود در شرع جايز است و غير ممنوع و بر هر تقدير مراد وصيت رجلست براى اخوان دينى و نسبى خود و