تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٠ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١ تا ٩
ايشان باشند اينكلام افراد آن چيزيست كه مقصود است از اقوال حقه و قوله هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ تعليل است و ضمير راجع بمصدر ادعوا و اقسط افعل تفضلست كه قصد كرده شده است بآن زياده مطلقه ماخوذ از قسط بمعنى عدل و معنى آن مبالغه است در صدق يعنى آن خواندن راستتر است و در غايت صدق و نهايت راستى نزديك حقتعالى در صحيح بخارى از ابن عمر منقولست كه ما نميگفتيم الا زيد بن محمد (ص) تا اين آيه آمد ما او را زيد ابن حارثه گفتيم فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا پس اگر ندانيد آباءَهُمْ پدران ايشان را كه نسبت دهيد ايشان را بآنها فَإِخْوانُكُمْ پس ايشان برادران شمااند فِي الدِّينِ در دين اسلام وَ مَوالِيكُمْ و دوستان شما در دين يعنى برادران و دوستان دينى شمااند پس در خطاب بايشان بگوئيد يا اخى يا مولاى و در اخبار هذا اخى و هذا مولاى و يا ايشان بنى اعمام شمااند يعنى چون كه شما با پدران ايشان برادران دينى يكديگريد پس ايشان پسران برادران شما باشند و مولى بمعنى ابن عم در كلام عرب شايعست و گويند مراد آنست كه ايشان معتق و محرر شمايند گاهى كه اعتاق ايشان كرده باشيد ازرق پس ولاى ايشان مر شما را است وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ و نيست بر شما گناهى فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ در آن چيزى كه خطا كرديد در آن و جاهل بوديد بقبح آن چون گفتن زيد اين محمد (ص) قبل از ورود نهى يا بعد از آن بطريق نسيان يا سبق لسان يا مظنه شما بآنكه زيد مثلا پسر عمرو است و حال آنكه پسر بكر بوده باشد وَ لكِنْ و ليكن گناهست ما تَعَمَّدَتْ آنچه قصد كنند قُلُوبُكُمْ دلهاى شما و عمدا كسى را نسبت بغير پدر او دهند بعد از علم بورود نهى و عدم نسيان و سبق لسان و يا با وجود علم شما بآنكه فلان پسر فلان نيست شما نسبت ولد باو دهيد و بدانكه ما تعمدت در محل جر است به فى مقدر اى و لكن الجناح فيما تعمدت لو و لكن ما تعمدت فيه الجناح بحذف مبتداء يا خبر يعنى جناح در آن چيزيست كه متعمد است قلوب شما در آن و يا آن چيزى كه متعمد باشد قلوب شما در آن اثم است و خطا وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا غَفُوراً آمرزنده گناه آن را كه خطا كند رَحِيماً مهربان بر صاحب عمد چون توبه كند و بدانكه تبنى نزد اصحاب ما و شافعى اعتبارى ندارد و موجب نسب و عتق و ارث نميشود و نزد ابو حنيفه موجب عتق مملوكست و ثبوت نسب گاهى كه متبنى اصغر از متبنى باشد و متصف بعبودية و اگر در سن متساوى باشند و يا آنكه سن متبنى اصغر از متبنى باشد نسب ثابت نميشود و لكن آزاد ميشود و معروف انست