تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٩ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١ تا ٩
أَبْنائِكُمُ پسران حقيقى شما چه نبوت امرى اصليست و دعوت صورتى عارضيست پس با يكديگر جمع نشود و در اخبار آمده كه نزد عرب ظهار در حكم طلاق بوده و پسر خوانده چون فرزند اصلى ميراث ميبرده حق تعالى فرمود كه چنانچه دو دل در يك درون نمىباشد زوجيت و امومة در يك زن و فرزندى و پسر خواندگى در يك تن جمع نميشود بدانكه ادعيا جمع دعى است بمعنى مفعول و جمع آن بادعيا بر سبيل شذوذ است چه فاعل را با فعلاء جمع ميكنند نه مفعول مانند تقى و شقى كه جمع اتقيا و اشقيا است پس بجهة تشبيه آن بفعيل بمعنى فاعل بر افلاء جمع كردهاند ذلِكُمْ اينكه يك كس را دو دل باشد و مظاهره را مطلقه دانند و داعى را ابن خوانند قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ سخنى است بدهنها يعنى بزبانهاى خود مىگوييد كه محض قولست و حقيقتى ندارد در اعيان وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَ و خدا مىگويد سخنى راست را كه مطابق واقعست و حقيقة عينية دارد وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ و او راه مىنمايد بطريق حق آية اولى در حق اوس ابن صامت آمد كه زن خود را كه خويله بنت ثعلبه بود مظاهره ساخته بود و تفصيل اين حكاية در سوره المجادلة مذكور خواهد شد و آيه دوم درباره زيد ابن حارثه كلبى كه مردم او را زيد ابن محمد (ص) ميگفتند و حال آنكه او مملوك خديجه بود (رض) و خديجه او را قبل از وحى بحضرت بخشيده بود و آن حضرت او را آزاد كرده بود و چون فرزندان او را پرورش ميداد و او را پسر خود خوانده بود و در روايتى آنست كه پيغمبر (ص) او را در سوق عكاظ خريده بود و چون مبعوث شد او را باسلام دعوت كرد مسلمان شد و پدر وى حارثه نزد ابو طالب آمد و گفت آيا پسر برادر تو زيد را بفروشد يا آزاد كند ابو طالب اينصورت را معروض داشت حضرت فرمود
هو حر فليذهب حيث ثاء زيد
آزاد است هر كجا خواهد برود زيد از خدمت او مفارقت نكرد و دايم در ملازمت وى بود و حضرت او را بغايت دوست مىداشت و مانند اولاد صلبى تربيت ميفرمود و بعد از اسلام ميان او و حمزه مواخات فرموده بود و چون زيد زن خود زينب بنت حجش اسدى را طلاق داد و رسول وى را بنكاح خود درآورد جهودان و منافقان وى را طعنه زدند و گفتند محمد (ص) ما را نهى ميكند از آنكه زن پسر خود بنكاح خود درآوريم و خود زن پسر خود را خواسته حق تعالى فرمود كه پسر خوانده پسر نتواند بود گفتار شما حقيقتى و اصلى ندارد و مطابق واقع نيست و قول حق و راه راست اينست كه حقتعالى ميگويد و راه مينمايد ادْعُوهُمْ بخوانيد فرزندان را و نسبت دهيد لِآبائِهِمْ مر پدران ايشان را كه والد