تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٨ - سوره القصص(٢٨) آيات ٦٠ تا ٦٩
مؤمن تايب و صالح مقطوع الفلاحست به جهت آنست كه ميان خوف و رجا باشد و بعمل صالح خود مغرور نشود و ديگر ممكنست كه بعد از توبه و عمل صالح از او فعلى واقع شود كه موجب هلاكت و عقوبت وى گردد و ديگر آنكه عسى از جانب خداى در جميع قرآن بمعنى وجوبست و در انوار گفته كه عسى بمعنى تحقيقست بنا بر عادت گرام و يا بمعنى ترجى از تايب فكانه قال فليتوقع و ليطمع ان يفلح آوردهاند كه صناديد قريش طعنه ميزدند كه خدا چرا محمد را براى نبوت اختيار كرده بايستى كه چنين منصب عالى بزرگى از اهل طايف و مكه رسدى كما قال حكاية عنهم لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ- الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ حقتعالى در جواب ايشان فرمود كه وَ رَبُّكَ و پروردگار تو يَخْلُقُ مىآفريند ما يَشاءُ آنچه ميخواهد بيمانعى وَ يَخْتارُ و برميگزيند هر كرا ميخواهد براى رسالت ما كانَ نيست و نباشد لَهُمُ الْخِيَرَةُ مر كافران را چون وليد مغيره و ساير طاغيان را اختيارى در آن يعنى ايشان را نسزد كه براى نبوت كسى را برگزينند چه زمام اختيار در قبضه اقتدار قادر مختار است هر كه را مصلحت بيند و حكمت او مقتضى آن باشد رسالت دهد و هر كرا مصلحت تقاضاى آن نكند اين رتبه ارجمند ندهد و خيرة بمعنى تخير است چون طيره بمعنى تطير و يا اسم اختيار است كه قائم مقام مصدر واقع شده و اسم مختار نيز هست يقال محمد خيرة اللَّه من خلفه و ميتواند بود كه ما موصوله باشد و مفعول يختار و راجع محذوف و تقدير اينكه و يختار الذى كان لهم فيه الخيرة اى الخير و الصلاح و در مجمع آورده كه مفسران در تفسير اين آيه دو وجه گفتهاند يكى آنكه ميآفريند آفريدگار آنچه ميخواهد و اختيار مىكند تدبير عباد خود را بر آنچه اصلحست براى ايشان پس برميگزيند از براى رسالت آن كسى كه اصلحست از براى ايشان و نيست ايشان را اختيارى بر خدا بلكه خداى را برايشان خيرتست و بنا بر اين ما حرف نفى است و در قرائت وقف بر بختيار بايد كرد و در اين وجه رد است بر مشركان كه ميگفتند لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ يعنى قرآن چرا بر مردى زيشان كه در مكه و طايفست فرود نميآيد مانند وليد بن مغيره كه از مكه است و عروة ابن مسعود ثقفى كه از طايفست و وجه دوم آنست كه ما در آيه بمعنى الذى است يعنى اختيار مىكند آن چيزى را كه مر ايشان را خير و صلاحست يعنى اختيار آن چيزى كه مخصوص است باو سبحانه زيرا كه اختيار واجبست كه بر وجه علم باشد باحوال مختار و غير او سبحانه عالم بجميع احوال مختار نيست و وجوه صحت و مصالح نميداند و ديگر آنكه اختيار بمعنى اخذ خير است و چگونه اخذ خير كند از اشيا آن كسى كه عالم بخير نباشد در آنها و بنا بر اين وجه وقف بر يخلق من يشاء ميبايد كرد و چون اين جمله در حكم تفسير يختار است كه قبل از او واقع شده از اين