تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٤ - سوره الروم(٣٠) آيات ١٠ تا ١٩
خاموش و متحير شوند مشركان مانند خاموشى و تحير كسى كه منقطع باشد از حجة و يا مايوس شوند از ايراد حجت و يا از رحمت و يا از كردار خود يقال (ناظرته نابلس اذا سكت و ايس من ان يحتج) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ و نباشد مر ايشان را مِنْ شُرَكائِهِمْ از انبازان ايشان يعنى آن خدايان كه شركا نام نهادهاند و آنها را پرستند باميد شفاعت چون ملائكه و اصنام شُفَعاءُ در خواست كنندگان يعنى ايشان در دنيا ميگويند كه الهه ما شفعاى ما خواهند بود در آن روز از شفاعت ايشان محروم نااميد شوند وَ كانُوا و باشند آن كافران بِشُرَكائِهِمْ بآن انبازان خود كافِرِينَ ناگرويدگان يعنى چون از مطلوب نااميد گردند از ايشان بىزار شوند و نزد بعضى معنى آنست كه ايشان بسبب انبازان خود ناگرويدگانند بخدا و گويند كه معبودان بايشان كافر گردند و تبرا نمايند از ايشان و گويند ما از عبادت شما بيزاريم و اين محمولست بر معبودان احيا چون عيسى و مريم و ملائكه وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ و روزى كه قايم گردد ساعت رستخيز يَوْمَئِذٍ آن هنگام يَتَفَرَّقُونَ پراكنده كردند مردمان و از هم جدا كردند گروهى را با علا عليين آرند و جمعى به اسفل السافلين افتند بعضى درجه وصلت و برخى در دركه مفارقت و فرقه ملاق يعنى بر سرير محبت و جماعتى در حصير محنت آن را انواع ثواب و اين را اصناف عذاب جمعى از دولت تازان و برخى در آتش فراق گدازان كما قال اللَّه تعالى فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا پس آنان كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند كردارهاى شايسته و پسنديده فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ پس ايشان در مرغزارى مشتمل بر انهار و ازهار يُحْبَرُونَ شادمان گردانيده شده باشند چنان شادمانى كه اثر آن بر صحايف و جنات ايشان ظاهر باشد يقال حبره اذا سره سرورا يهلل له وجهه و ظهر فيه اثره
فى الحديث كل حبرة معها غبرة
و روضه بستانيست مشتمل بر نباتات و اشجار و انهار و تنكير آن بجهة ابهام امر آن و تفخيم شان آنست و در وجه سرور ايشان چند قولست مجاهد گفته كه ايشان مكرم باشند بكرم لم يزلى و قتاده گفته كه منعم بنعمت ازلى و نزد ابن كيسان محلى باشند بحلل و زيور و در احقاف از ابى بكر عياشى نقلكرده كه متوج بتاج عزت باشند در عين المعانى آورده كه او از خوش شنوانند ايشان را و ايشان را هيچ لذت مثل سماع نباشد كه افضل نعم الجنة النغم و در خبر است كه ابكار بهشت تغنى كنند با صوتى كه خلايق مثل آن نشنيده باشند و اين افضل نعم بهشت بود چنان كه در كشاف آورده كه
عن النبى (ص) انه ذكر الجنة و ما فيها من النعم و فى آخر القوم اعرابى فقال يا رسول اللَّه هل فى الجنة