تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٤ - سوره الصافات(٣٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايشان گردانيده در محشر حاضر گردانند و اصح آن است كه اين ظلمه مشركانند بدليل آنكه ميگويد كه حشر كنيد ايشان را وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ و آن چيزى را كه نيز ميپرستيدند مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى از اصناف بتان و غير آن اين عاميست اختصاص يافته بآيه إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ و چون ايشان را در مواقف خودشان جمع كنند فَاهْدُوهُمْ پس راه نمايند ايشان را إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ براه دوزخ تا سلوك نمايند در آن تعبير اين بهدايت كه دلالت موصله است به مطلوب يا از جهت تهكم است و يا از حيثيت آن است كه آن بدل هدايت است ببهشت از قبيل فبشرهم بعذاب اليم كه بدل بشارتست بنعيم يعنى بعوض هدايت ايشان را بدوزخ دلالت كنيد و وقتى كه ايشان را بدوزخ رسانيد شدايد و اهاويل آن را به ايشان نمائيد وَ قِفُوهُمْ و بازداريد ايشان را بر پل صراط إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان قبل از دخول جحيم مَسْؤُلُونَ پرسيده خواهند شد از عقايد رديه و اعمال سيئه و ساير امور مبتدعه و چون كه و او دلالت بر ترتيب نميكند پس محتملست كه سؤال و وقوف در زمان واحد باشد يا احدهما تقدم داشته باشد بر ديگرى ابن عباس گفته كه مسئول عنه كلمه توحيد است كه آن لا اله الا اللَّه است و در مصحف ابن مسعود نوشته كه و قفوهم انهم مسئولون عن ولاية على و ابو سعيد خدرى و سعد بن جبير نيز قايل اينقولند و مؤيد اينست آنچه از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله مروى است كه روز قيامت هيچكس را نگذارند كه قدم از قدم بردارد تا پنج چيز از او سؤال كنند
عن شبابه فيها ابلاه و عن عمره فيما افناه و عن ماله من اين اكتسبه و اين وضعه و ما ذا عمل فيما علم و عن ولاية على ابن ابى طالب (ع)
يعنى از جوانى تا درجه پيرى رسانيده و از زندگانى تا درجه فانى ساخته و از مال تا كجا كسب كرده و بچه صرف نموده و از علم او تا در آنچه دانست عمل كرده يا نه و از دوستى امير المؤمنين عليه السّلام القصه ملائكه بعد از وقوف اهل عصيان و طغيان از روى توبيخ و تقريع با ايشان گويند كه ما لَكُمْ چيست مر شما را كه لا تَناصَرُونَ يارى يكديگر نميكنيد در تخليص عذاب و عقاب ايشان جواب ندهند حق سبحانه ملايكه را گويد كه ايشان بر تناصر قدرت ندارند بَلْ هُمُ الْيَوْمَ بلكه ايشان امروز مُسْتَسْلِمُونَ گردن نهادگانند و بجهت عجز و انسداد حيل منقاد شدگان و بعد از آن كه در موقف از جواب ملايكه ساكت شوند با يكديگر در مقام مخاصمه و مجادله در آيند وَ أَقْبَلَ و روى آرند بَعْضُهُمْ بعضى از ايشان عَلى بَعْضٍ بر بعضى ديگر يَتَساءَلُونَ از يكديگر پرسند يعنى غاويان يا