تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٥ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١٠ تا ١٩
قوله حتى يصدق ما يقول فعاله صاحب مجمع البيان آورده كه كلم جمع كلمه است و هر جمع كه كلمه ها فارق باشد ميان او واحد آن تذكر و تانيث در او مساويست و معنى صعود و رفع در اين مقام قبول قول و عمل است از صاحب آن و اثابت بر آن و هر چه حقتعالى قبول آن نمايد از اقسام طاعات خالصه موصوفست برفع و صعود زيرا كه ملايكه اعمال بنى آدم را در صحيفه مىنويسد و آن را رفع مىكنند بجايى كه حقتعالى خواهد و هذا كقوله ان كتاب الأبرار لفى عليين و كلمات طيبه كلمات حسنه است كه موجب تعظيم و تقديس حقتعالى است و احسن كلمات آن لا اله الا اللَّه است و در كريمه وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ چند وجه گفتهاند از حسن منقولست كه معنى آن است كه عمل صالح رفع كلم طيب ميكند بخدا پس ها راجع بكلم باشد دوم بر قلب است يعنى عمل صالح را برميدارد كلم طيب باين معنى كه عمل صالح نفع نميدهد مگر گاهى كه صادر شده باشد از اهل توحيد چه قبول اعمال بتوحيد است و اين قول ابن عباس است سوم حقتعالى عمل صالح را برميدارد از براى صاحب آن يعنى قبول آن ميكند و بنا بر اين ابتداى كلام باشد و متعلق بما قبل نباشد انتهى كلامه و در كلم طيب و عمل صالح چند قول ديگر است يكى آنكه كلم طيب دعاست و عمل صالح صدقه بر مساكين در غالب اجابت دعوات بتصدقاتست دوم كلم دعاء ائمه است و عمل صالح آمين مأمومين سوم كلم تكبير غزاتست و عمل صالح شمشير زن چهارم كلم استغفار است و عمل صالح ندم و اولى آن است كه مراد مطلق قول و عمل است كه موافق امر الهى باشد و مطابق اراده او و بعد از ذكر اهل توحيد بيان حال اهل كفر و شرك ميكند بقوله وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ و آنان كه ميكنند مكرهاى بد يعنى عمل ايشان مشوبست بخبث باطن مراد مكرهاى قريش است با حضرت رسالت (ص) به پنهانى تا ضررى و آسيبى بوى رسانند و آنچه در دار الندوه انديشيدند درباره آن حضرت از حبس و قتل و اخراج چنانچه در سورة الانفال گذشت و هو قوله وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا الايه و گويند مراد به مكر شرك است يعنى آنان كه شرك مىگيرند بخدا كه معظم اعمال سيئه است لَهُمْ مر ايشان راست عَذابٌ شَدِيدٌ عذابى سخت در آخرت و از ابن عباس مرويست كه مراد باين جماعت اصحاب ريااند كه فردا بعذاب اليم گرفتار باشند وَ مَكْرُ أُولئِكَ و مكر اين گروه هُوَ يَبُورُ آن باير و فاسد شود و از پيش نرود بخلاف مكر خداى يعنى جز دادن حق سبحانه مكرات ايشان را كه باير شد و سمت تحقق پذيرفت كه آن اخراج ايشان بود از مكه و قتل ايشان و ايفاء ايشان در بئر بدر كقوله وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ و يا عمل اهل شرك نفع بايشان ندهد و همه را خاسر و هالك گرداند و يا عمل ريايى فايده بمرائيان نرساند و فاسد و باطل باشد و بدانكه سيئات صفت مصدر