تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥١ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١٠ تا ١٩
و قيلوله كرد و نماز ديگر را در بلخ بگذارد و از بلخ بتركستان آمد و از آنجا بچين رفت آن گه بساحل دريا كه مطلع آفتابست رسيده تا بزمين قندهار رسيد و از آنجا بكرمان آمده بزمين فارس توجه فرمود و نماز ديگر بكسكر آمده و نماز شام در مدينه تدمر كه شهر او بود فرود آمد و از ابن زيد نقل است كه سليمان مركبى ساخته بود از چوب و آن را هزار ركن بود و هر ركنى هزار خانه كه لشگر جن و انس در آنجا بودند در زير هر ركنى هزار شيطان بود كه مركب او را برگرفتندى و از زمين برداشتندى و آنكه باد نرم يك ماهه راه آن را ببردى تا بوقت قيلوله و بعد از آن فرود آوردى و قيلوله كردندى و نماز ديگر باز يك ماهه راه بردى و از حسن روايتست كه باد آن را صباح برداشتى و از شام تا باصطخر آوردى كه زمين اصفهانست و ميان اين دو ولايت يك ماهه است مر كسى را كه بسرعت رود و شب از اصطخر بكابل آوردى و مسافت بينهما نيز يك ماهه است و يكى ديگر از جمله نعمتى كه باو داديم اين بود وَ أَسَلْنا لَهُ و جارى كرديم براى او عَيْنَ الْقِطْرِ چشمه مس گداخته تا مانند آب از معدن بيرون آمدى و آن در موضعى بود در يمن قريب بصنعا گويند در ماهى سه شبانه روز سيلان كوى من گداخته هر چه خواستى ساختى و مراد بعين القطر معدن نحاس است كه چون مانند سيلاب از معدن خود بيرون جوشيدى از اين جهت بين القطر مسمى شد يا آنكه از قبيل تسميه شيئى است باسم ما يئول مانند انى ارانى اعصر خمرا و اول اصح است و گويند اصل هر مسى كه امروز در دست مردمان است از آنجاست كه در عهد سليمان بيرون آمد وَ مِنَ الْجِنِ عطفست بر الريح يعنى مسخر گردانيديم براى سليمان از جنيان و يا مبتداست و خبر آن قوله مَنْ يَعْمَلُ يعنى از ديوان كسانى بودند كه كار ميكردند بَيْنَ يَدَيْهِ نزد سليمان عليه السّلام بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان پروردگار او يعنى در حضور او معاينه آنچه ميخواست ميكردند از اعمال شاقه چون بنا و غير آن هم چنان كه آدميان از براى او كار ميكردند وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ و هر كه نميگرويد از ديوان و سركشى ميكرد عَنْ أَمْرِنا از آنچه مامور بودند نُذِقْهُ مى چشانيديم او را مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ از عذاب آتش افروخته در عقبى از سدى مرويست كه در زمين ملكى مقرر شده بود كه تازيانه آتش در دست داشته موكل ديوان باشد بر وجهى كه ايشان او را نمى ديدند تا هر كه از فرمان سليمان عليه السّلام سر مىكشد آن تازيانه آتش بر وى زدى و او را بسوختى و اكثر مفسران برانند كه مراد عذاب آخرتست و آيه دليل است بر آنكه جن مكلفند و من تبعيضيه مفيد اينست كه بعضى از جنيان مسخر او نبودند و بعد از آن بيان اعمالى ميكند كه ديوان براى سليمان ميكردند