تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٣ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١٠ تا ١٩
و لهذا اسناد اثارة بآن كرده و ميتواند بود كه اختلاف افعال بجهت دلالت باشد بر استمرار امر فَسُقْناهُ پس رانديم آن آب را إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ بسوى زمين مرده و افسرده فَأَحْيَيْنا پس زنده كرديم بِهِ بآبى كه از آب نازل شده الْأَرْضَ زمين را بَعْدَ مَوْتِها پس از پژمردگى و افسردگى آن و چون ذكر سحاب دالست بر مطر پس مرجع ضمير معنى مذكور باشد و ميتواند بود كه ضمير راجع به سحاب باشد چه آن سبب آبست يا باعتبار صيرورة سحاب بمطر و عدول در اين دو فعل از غيبت بمتكلم جهت آنست كه ادخل است در اختصاص بجهت آنكه هر يك از سوق و احيا متضمن مزيد صنع است پس گوييا گفته كه مائيم و بس كه آب را ميرانيم و زمين را زنده ميكنيم كَذلِكَ مانند زنده گردانيدن مواتست از ارض النُّشُورُ بر انگيختن اموات از قبر در صحة مقدوريت يعنى هر دو يكسانند نزد قدرت كامله و يا در كيفيت احيا هم چنان كه ارسال آب ميكند از ابر و بآن زمين حيات مييابد همچنين انزال آب مىكند از تحت عرش كه مشابه منى است و بآن اجساد خلق ثابت ميشود بدون تفاوت و كاف در كل در محل رفع است بآنكه خبر مبتداست اى مثل احياء الموت نشور الا اموت خلاصه معنى آنست كه اگر كسى را در زنده گردانيدن مردگان شك و شبهه هست گو در اين حال نظر كن كه چه زنده گردانيدن مردگان و زنده شدن ايشان همچه احيا و حيات زمين است از آب باران پس هم چنان كه منكر اين نيستيد آن را نيز منكر مباشيد بجهت عدم فرق بينهما نزد قدرت كامله
مَنْ كانَ هر كه باشد كه براى خود يُرِيدُ الْعِزَّةَ خواهد ارجمندى و شرف و بزرگوارى را گو طلب عزت از پرستش خدا كن فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً پس مر خدايراست همه عزتهاى دنيا و آخرت و بعزة او رسول و مؤمنان متعزز و متوقرند چه عزت در اطاعت اوست و مذلت در مخالفت او در كشاف آورده كه آيه در تقدير اين است كه من كان يريد العزة فليطلبها عنده پس وضع فلله العزة جميعا در موضع آن شده به جهت استغنا بدليل از مدلول چه شيئى را طلب نمىكنند مگر نزد صاحب و مالك آن و نظير اين است قوله من اراد النصيحة فهى عند الأبرار يعنى فليطلبها عندهم فرا گفته كه معنى آن است كه هر كه اراده آن دارد كه عالم شود كه مر كراست عزة كه آن قدرتست بر قهر و قلبه بگو همه آن مر خداى را است و از قتاده مرويست كه هر كه عزت مىخواهد بايد كه متعزز شود بطاعت خداى تا او سبحانه وى را عزيز گرداند و دال بر صحت اين است روايت انس از پيغمبر (ص) كه
ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز
پروردگار شما هر روز ميگويد كه