تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٥ - سوره القصص(٢٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
كسانى كه حوالى ايشان بودند بعد از زمان اسماعيل تا زمان آن حضرت كه قريب بسه هزار و هشتصد و هفتاد بود و غير از اسمعيل كسى بعرب مبعوث نشده بود پس ترا فرستاديم لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ تا شايد ايشان پند پذيرند و راه نجات يابند وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ و اگر نه آن بودى كه بديشان رسيدى مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ عقوبتى رسنده بسبب آنچه پيش فرستاده است أَيْدِيهِمْ دستهاى ايشان يعنى بعملهاى قبيحه ايشان كه آن شرك و ظلم و ساير معصيت است فَيَقُولُوا پس گفتند بوقت حلول عذاب رَبَّنا اى پروردگار ما لَوْ لا أَرْسَلْتَ چرا نفرستادى إِلَيْنا رَسُولًا بسوى ما فرستاده كه پيغام بما آوردى فَنَتَّبِعَ آياتِكَ پس متابعت كرديمى آيتهاى ترا و تصديق رسول تو نموديمى وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و بوديمى از گرويدگان بتو و رسول تو و جواب لولاى اول كه امتناعيه است محذوفست يعنى اگر نه آنست كه بوقت حلول عذاب حجت آوردندى كه پيغمبرى بما نيامد و ما را بحق دعوت نكرد هر آينه بتعجيل عذاب برايشان ميفرستاديم پس بجهت قطع عذر ايشان و الزام حجت بر ايشان ترا برسالت بر ايشان فرستاديم و عذاب را از ايشان تاخير نموديم تا نزد نزول عذاب كه آن واقعه بدر است و غير آن و يا عذاب آخر حجتى و عذرى نداشته باشند پس لولاى اول امتناعيه است و جواب ان محذوف و لولاى ثانيه تحضيضيه و فاء اولى عاطفه و ثانيه جواب لولاى تحضيضيه چه ان در حكم امر است زيرا كه لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ و ارسل الينا رسولا فنتبع شبيه يكديگرند در معنى و يقولوا معطوف است بر آن تصيبهم بفاء كه معطى معنى سببى است كه مبنى است بر آن كه مقول قول مقصود بالذاتست بآنكه آن سبب انتفاء آن چيزيست كه جواب ان واقع شده و سبب اينكه صادر نميشود اينقول از ايشان تا آنكه عقوبت ملجا سازد ايشان را پس چون كه عقوبت بسبب قولست و وجودان فرع وجود آن پس عقوبت نازل منزله سبب ارسالست بواسطه قول و بجهت اين لولا بر او داخل شده و قول معطوف شده بر او بفاء كه معطى معنى سببيت است و ح معنى آيه باين راجعست كه لولا قولهم هذا اذا اصابتهم مصيبة لما ارسلنا و لكن بجهت نكته ايثار اول عبارت شد بر اين وجه و ان نكته اينست كه تا مفيد اين معنى باشد كه ايشان اگر معاقب نمىشدند بر كفر خود نميگفتند كه لو لا ارسلت الينا رسولا و سبب اين قول ايشان نيست مكر مشاهده عقاب نه تأسف بر آنچه از ايشان فوت شده باشد از ايمان و اين از شهادت قويه است بر استحكام كفر و رسوخ آن در ايشان لقوله تعالى وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ آوردهاند كه رهط قريش از مكه بمدينه آمده در باب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از احبار يهود سؤال كردند ايشان بنبوت وى را اقرار نمودند و نعت و صفت او را از تورية خواندند