تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٣ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١٠ تا ١٩
بجهت غرضى از اغراض باشد از تفخيم يا تهويل يا تنويه و غير از حاصل كه ايراد قصه نوح جهت تسليه سيد انام است و تنبيه بر كشيدن ايذا از قوم و تهديد مكذبان بذكر طوفان يعنى نوح نهصد و پنجاه سال تمام جفاى قوم كشيده و با وجود اين از دايره دعوت اصلا قدم بيرون ننهاده و هيچكس از ايشان در اينمدت بوى نگرويدند فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ پس فرا گرفت آن قوم را عذاب طوفان وَ هُمْ ظالِمُونَ در حالتى كه ايشان ستمكاران بودند بكفر و در گذشتگان از طريق حق كه اسلامست و طوفان عبارتست از هر چيزى كه بكثرت و غلبه اطافت و احاطت نمايد از سيل يا ظلام يا غير آن فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم نوح را وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ و ياران كشتى را يعنى هر كه با وى بود از مؤمنان و هر چه با او بود از انواع جانوران مرويست كه كسانى كه بوى گرويده بودند از اولاد و اتباع هشتاد كس بودند و نزد بعضى هفتاد و هشت نصفى رجال و نصفى اناث از محمد بن كعب مرويست كه ده كس بودند پنج مرد و پنج زن و از جمله ايشان سام و حام و يافث بودند كه از اولاد نوحند و زنان ايشان و در روايت ديگر از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه هشت كس بودند نوح و اهل او و سه پسر وى با سه زن ايشان وَ جَعَلْناها و گردانيديم كشتى را با واقعه و حادثه قوم نوح و قصه ايشان را آيَةً دلالتى و يا عبرتى لِلْعالَمِينَ براى عالميان تا بدان استدلال كنند بر صدق نوح و كفر قوم او و يا پند گيرند و متعظ شوند بآن و تفصيل قصه نوح عليه السّلام در سوره هود مذكور است و قوله وَ إِبْراهِيمَ عطف است بر نوح يعنى فرستاديم ابراهيم خليل را بسوى قوم او و گويند منصوبست با ذكر مقدر يعنى ياد كن اى محمد (ص) قصه ابراهيم را إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ وقتى كه گفت مرقوم خود را اين ظرف ارسلنا است يعنى ارسال كرديم ابراهيم را بقوم وقتى كه كامل بود و تمام شد عقل و نظر او و عارف شده بحق و بمرتبه رسيده كه قوم خود را وعظ تواند گفت و بايمان دعوت تواند نمود در اين حال امر كرد ايشان را بطريق حق و گفت اعْبُدُوا اللَّهَ بپرستيد خداى را و يا بدل اشتمال ابراهيم است بنا بر تقدير اذكر چه آن مشتمل است بر آنچه در او است يعنى ياد كن اين را كه چون گفت ابراهيم مر گروه خود را كه پرستش نمائيد خداى را بوحدانيت وَ اتَّقُوهُ و بترسيد از عذاب او بفعل طاعت و ترك معصيت ذلِكُمْ اين اتقا و عبادت خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است مر شما را از آنچه بر آنيد از دين و آئين خود إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه ميدانيد خير را از شر و نفع را از ضرر