تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٤ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١٠ تا ١٩
يعنى تميز ميتوانيد كرد آن چيزى را كه خير است از آنچه شر است و يا اگر هستيد كه نظر كنيد در امور بنظر علم و در آية نه بنظر جهل و عماهة پس خواهيد دانست كه اين بهتر است مر شما را از كيش خودتان إِنَّما تَعْبُدُونَ جز اين نيست كه ميپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى بحق أَوْثاناً بتان را وَ تَخْلُقُونَ و بر ميبافيد إِفْكاً دروغى در تسميه آنها به اله و ادعاى شفاعت ايشان نزد خداى و ميتواند بود كه نصب افكا بر عليت باشد و تخلقون بمعنى تعملون و تنحتون يعنى ميسازيد و ميتراشيد آن بتان را بجهت افك و افترا كه آن اطلاق اسم الهه باشد بر ايشان و افك بر تقدير مصدريت بر وزن كذبست و ميتواند بود كه صفت باشد و تقدير اينكه خلقا ذا افك و باطل اين استدلال ابراهيم است بر شرارت و خبث آنچه قوم بر آن بودند از زور و باطل إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ بدرستى كه آنان كه پرستش ميكنيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خدا لا يَمْلِكُونَ نميتوانند و قدرت ندارند لَكُمْ مر شما را رِزْقاً روزى دادن و ميتواند بود كه نصب رزقا بر مصدرية باشد و تقدير اينكه لا يملكون ان يرزقوا لكم يعنى توانايى ندارند كه روزى دهند شما را روزى دادنى اين دليل ثانى است بر شرارت ايشان از حيثيت آنكه عبادت چيزى مىكنند كه هيچ فايده بايشان نميرساند و چون ايشان روزى بشما نميتوانند رسانيد پس مستحق عبادت نباشند فَابْتَغُوا پس بجوئيد عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ نزديك خدا روزى را كه توانا است بر ايصال ارزاق بمرزوقان وَ اعْبُدُوهُ و او را بپرستيد بيگانگى وَ اشْكُرُوا لَهُ و شكر گوئيد مر او را كه شكر قيد نعمت عاجله و صيد نعمت اجله است تنكير رزق اولا و تعريف آن ثانيا بجهت افاده اين معنى است كه استطاعت ندارند بتان كه چيزى از روزى بشما رسانند پس همه طلب روزى كنيد از او سبحانه كه غير از او رازقى نيست إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ بسوى جزاى او باز گردانيده خواهيد شد پس مستعد لقاى جزاى او شويد بوسيله عبادت و شكر گذارى بر نعم او وَ إِنْ تُكَذِّبُوا و اگر تكذيب كنيد مرا در رسالت فَقَدْ كَذَّبَ پس بدرستى كه تكذيب كردند رسل خود را أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ گروهانى كه پيش از شما بودند چون قوم شيث و ادريس و نوح و صالح و حنظله اما شيث نهصد و دوازده سال دعوت قوم كرد و جمعى بوى ايمان آوردند و اكثر ايشان تابع اولاد قابيل شدند و تكذيب وى كردند و آتش پرستى كردند و ادريس هزار سال در ميان قوم دعوت كرد و در اين مدت بيش از هزار كس كه بمقدار