تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٥ - سوره القصص(٢٨) آيات ٨٠ تا ٨٨
است بدان و يا سؤال معاتبه نخواهد بود زيرا كه بيحساب بدوزخ خواهند رفت و نظير اينست آيه فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌ و اما قوله فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ جمع من رد سؤال از آن توبيخ و تقريعست نه سؤال استعلام و وجه اتصال اين آيه بما قبل آنست كه چون حقتعالى تذكير قارون فرمود اهلاك قرون ماضيه را كه اقوى از او بودند و اغنى بعد از آن تهديد او فرمود به اينكه حقتعالى مطلعست بر ذنوب جميع مجرمان و احتياج ندارد بسؤال كردن از آن و استعلام از ايشان و او قادر است بر معاقبه همه ايشان كقوله تعالى وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ فَخَرَجَ پس بيرون آمد قارون روز شنبه عَلى قَوْمِهِ بر قوم خود فِي زِينَتِهِ در آرايش خود بر استر سفيد كه زين زرين داشت نشسته و جامه ارغوانى پوشيده و چهار هزار كس بهمين صفت با وى سوار شده و بروايتى ديگر جامهاى ايشان و اسبان ديباء احمر بود از جانب راست او سيصد غلام و از جانب چپ سيصد جاريه بر ايشان حلى و ديبا و در كشاف گفته كه نود هزار كس كه همه جامهاى معصفر داشتند با وى بر نشستند و مردم پيش از آن رنگ معصفر نديده بودند و در موضح آورده كه هزار جاريه با وى بودند و بر استران سفيد با زين زرين و جامه ارغوانى محلى بذهب و موزهاى سفيد و نزد بعضى ديگر هفتاد هزار كس ملتبس بلباسهاى فاخر و محلى بزر و زيور و چون بدين ديد به ميان قوم برآمد قالَ الَّذِينَ گفتند آنان كه يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ميخواستند زندگانى دنيا را و بدان راغب بودند از كفار و منافقان و ضعفه اهل ايمان و نزد قتاده آنها جماعتى از اهل ايمان بودند كه بجهة تمنى بصله و خيرات و مبرات و انفاق بر سبيل قربة گفتند از روى غبطه يا لَيْتَ لَنا اى قوم كاشكى بودى ما را از مال مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ مانند آنچه داده شده است بقارون نه عين آن بجهت تحرز از حسد إِنَّهُ بدرستى كه او لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ هر آينه خداوند بهره بزرگست از دنيا و قول اول اكثر و اشهر است و اوفق بقوله
وَ قالَ الَّذِينَ و گفتند متمنيان را آنان كه أُوتُوا الْعِلْمَ داده شده بودند دانش باحوال آخرت و مصدق آنچه وعده داده است حقتعالى اهل ايمان را از ثواب ابدى و يا دانا بودند ببركت قناعت و عزت توحيد چون يوشع و اصحاب او وَيْلَكُمْ واى بر شما اى طالبان دنيا اينكلمه موضوع است از براى دعاء بهلاكت و استعمال آن در موضع زجر است از آنچه غير مرضى باشد يعنى از اين تمنا منزجر شويد كه ثَوابُ اللَّهِ پاداش خدا در آخرت خَيْرٌ بهتر است از مالهاى دنيا كه بقارون دادهاند بلكه از جميع اموال دنيا لِمَنْ آمَنَ مر كسى را كه بگرود بخدا و پيغمبر عَمِلَ صالِحاً و بكند كارهاى ستوده